امتیاز موضوع:
  • 10 رأی - میانگین امتیازات: 2.9
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مگه دستم به فیلمبردارش نرسه....
#1
واسه بازی
پرسپولیس و فولاد رفته بودم استادیوم ، اخرای بازی بود که یکی از
دوربینهای صدا سیما زوم کرده بود روی من بیچاره و داشت زنده ، تصویرم رو
پخش میکرد!!


من از خدا بیخبر هم انگشتم رو تا ته کرده بودم تو دماغم و 360 درجه
میچرخوندم ... بعد انگشتم رو در اوردم و مالیدم به لباس نفر کناریم!!


بعد از چند لحظه مهرناز باهام تماس گرفت و با گریه بهم گفت :


خاک تو سرت ، بی فرهنگ.! فقط میخواستی ابروی من رو جلو دوستام ببری... دیگه
یه لحظه هم نمیخوام ببینمت!! تا اومدم بگم چی شده زرتی قطع کرد!!


هنوز گوشیم رو تو جیبم نزاشته بودم که بابام تماس گرفت و گفت:


حالا به جا دانشگاه میپیچونی میری فوتبال ببینی اره !!! امشب اومدی خونه اون دماغت رو صاف میکنم ، پسره ی بی شخصیت!!

اونم زارت قطع کرد!!


دوباره گوشیم صداش در اومد. اینبار جاسم بود... دوستم.. گفت:


اقا چه صحنه ای بود... کلی خندیدیم با بچه ها... یادت باشه اومدی یه دکتر زیبایی بهت معرفی کنم ، اون دماغت رو عمل کنی!!

زارت قطع کرد!!


هنوز تو شوک حرفای این سه نفر بودم که دیدم ، نفر کناریم داره با عصبانیت نگام میکنه و یهو یه کشیده ی محکم خابوند تو گوشم و گفت:

تا تو باشی دفعه ی بعد اشغالای دماغت رو با لباس این و اون پاک نکنی!!

.

.

.
یعنی اگه من دستم به اون فیلم بردار برسه...
همه خودشونن كسي بوي جلفي نميده
هر خري نمياد پيشمون زرتي بشينه

لپه حرفو نمیشه خورد
ما با تو دوستای خوبی اصن نميشیم چون

نسبته من به تو مثل آرد به الكه
اين آرد الک ميخواد اين رسمه فلكه

پاسخ
 سپاس شده توسط farah*NAZ ، motahare ، malihe ، WiSe


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان