امتیاز موضوع:
  • 30 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یه حس خیس....
#1
توی آینه کاریها که نگاه میکنی،خرد میشی می شکنی؛یه حسی تموم وجودتو می گیره...احساس می کنی کوچیکی،نیستی،نابودی،اصلا تو کجا و اینجا کجا...دوباره که به تصویر تیکه پاره خودت تو آینه هانگاه می کنی،تازه یادت میفته که دنیا کوچیکتر از اونیه که بتونه تو رو داشته باشه؛تو اینجا چند تیکه شدی؛تو اینجا خودت نیستی؛چندتا تصویر از هم گسسته ای!اونجاس که از خودت می پرسی من کی ام؟کدوم یک از این تصاویر از هم پاشیده ام؟تو آینه کاری ها که نگاه کنی،تازه می فهمیدی که نیستی
الان مشهدم.تو حرم امام رضا....جاتون خالی واسه همتون دعا کردم.
ببخشید بچه ها اینجا خیلی شلوغه می ترسم گوشیمو بزنن....دلم براتون تنگ شده.بای.
پاسخ
 سپاس شده توسط mahsa_m ، farah*NAZ ، Hamid Jafary Pooya ، farnaz_a ، motahare ، Behnaz ، elahe ، hadi soltani ، malihe ، amir astronomer
#2
خیلی قشنگ بود فرزانه جون
عزیزم ما را هم دعا کن
درد يك پنجره را پنجره ها مي فهمند؛

معني كور شدن را گره ها مي فهمند.

سخت بالا بروي،ساده بيايي پايين

قصه تلخ مرا سرسره ها مي فهمند

يك نگاهت به من اموخت كه در حرف زدن،چشم ها بيش تر از حنجره ها مي فهمند
پاسخ
#3
وای عالی بود التماس دعا Heart Heart
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان