بزرگترین انجمن دانشجویی ایران، انجمن مخ ها

دانلود جزوه رایگان، نمونه سوالات رایگان، گزارش کارهای مقاومت مصالح,گزارش آزمایشگاه,فیزیک 1,فیزیک 2,سیالات,هیدرولیک,مقاومت مصالح,ترمودینامیک,آزمایشگاه بتن,نمونه سوالات کنکور ارشد,کارنامه کنکور ارشد



 
امتیاز موضوع:
  • 49 رأی - میانگین امتیازات: 2.98
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
[جزئیات]

نامه ي يک پسر به پدر خود(طنز)

نویسنده پیام
 
Administrator
*******
انجمن مخ ها
موسسان

وضعيت : آفلاین
موضوعات : 2,370
ارسال‌ها: 5,520
تاریخ عضویت: Mar 2011
اعتبار: 1

دلنوشته من

حالت من

سپاس ها 0
سپاس شده 54 بار در 16 ارسال
جوایز :

ارسال: #1
نامه ي يک پسر به پدر خود(طنز)
پدر در حال رد شدن از كنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد كه تخت خواب كاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يك پاكت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاكت رو باز كرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار كنم، چون مي خواستم جلوي يك رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با
Stacy پيدا كردم، او واقعاً معركه است، اما مي دونستم كه تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالكوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينكه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يك تريلي توي جنگل داره و كُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يك رؤياي مشترك داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز كرد كه ماريجوانا واقعاً به كسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي كاريم، و براي تجارت با كمك آدماي ديگه اي كه توي مزرعه هستن، براي تمام كوكائينها و اكستازيهايي كه مي خوايم. در ضمن، دعا مي كنيم كه علم بتونه درماني براي ايدز پيدا كنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت كنم. يك روز، مطمئنم كه براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ كدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه
Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري كنم كه در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به كارنامه مدرسه كه روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن
12-08-2011، 06:20 PM
ارسال یک ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 
تازه وارد
*
انجمن مخ ها
عضو شده

وضعيت : آفلاین
موضوعات : 0
ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: Jul 2012
اعتبار: 0

دلنوشته من

حالت من

سپاس ها 1
سپاس شده 0 بار در 0 ارسال
جوایز :

ارسال: #2
RE: نامه ي يک پسر به پدر خود(طنز)
خیلی جالب بود ولی اخرش بیمزه شد
04-07-2012، 12:12 PM
ارسال یک ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 
حرفه ای ترین ها
**
انجمن مخ ها
کاربر فعال

وضعيت : غایب
موضوعات : 147
ارسال‌ها: 1,366
تاریخ عضویت: Jun 2012
اعتبار: 129

دلنوشته من چ اهمیت دارد گاه اگر وجود دارد قارچهای غربت در این حوالی!!!

حالت من

سپاس ها 1627
سپاس شده 1839 بار در -3 ارسال
جوایز :

ارسال: #3
RE: نامه ي يک پسر به پدر خود(طنز)
خیلی باحال بود

یادم باشه وقتی خرابکاری کردم از این روش استفاده کنم!!!!!!

در مورد اظهار نظر آقایون در تاپیک دلخوری باید بگم:
آقایون: کم گوی و گزیده گوی چون در// تا ز اندک تو جهان شود پر!!!
هرچند ک کلام گوهر بار از زبان شما جاری نشده، نمیشود و نخواهد شد!!!
04-07-2012، 12:44 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 
کاربر حرفه ای
**
انجمن مخ ها
کاربر فعال

وضعيت : آفلاین
موضوعات : 0
ارسال‌ها: 39
تاریخ عضویت: Apr 2012
اعتبار: 1

دلنوشته من

حالت من

سپاس ها 14
سپاس شده 47 بار در 0 ارسال
جوایز :

ارسال: #4
RE: نامه ي يک پسر به پدر خود(طنز)
مرسی, کلی خندیدم

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم, همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.... :angel:
04-07-2012، 07:16 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ


پرش به انجمن:

Code Center

X بستن تبليغات