امتیاز موضوع:
  • 26 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سال نو از منظر حافظ
#1
غزل شمارهٔ ۴۵۴




[تصویر:  hafez.gif]

حافظ » غزلیات






ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی



از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی




چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن



که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی





ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است



که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی





به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی



به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی





چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست



مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی





طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن



کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی





سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی



که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی





ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست



مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی





می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش



خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی





جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع



که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی





به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم



بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی





می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش



که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی





نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه



ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

نوروز 91 بر فرهیختگان پارسی مبارک

پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز ، Behnaz


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  طنز حافظ WiSe 0 147 16-03-2014، 02:37 AM
آخرین ارسال: WiSe
  حافظ (چهره بی نقاب او) WiSe 0 94 09-02-2014، 01:11 PM
آخرین ارسال: WiSe

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان