امتیاز موضوع:
  • 22 رأی - میانگین امتیازات: 2.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قدرت خارق العاده تلقين
#1
Thumbs Up 
شايد اين موضوع ربط زيادي به اين انجمن نداشته باشه
اما به دليل اهميت آن خاصه بچه هاي رياضي اين پست در اينجا مطرح شد،
باشد به يادگار براي هر تازه رياضي خواني بكار آيد
می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود يادداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود.
اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت.


برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد

چند نمونه فراموش نشدني باعث تغيير نگرش پزشكان و روانشناسان شد.

يك زنداني كه قصد فرار داشت بطور مخفيانه خود را در يكي از اتاقكهاي قطار جا داده بود و بعد از حركت فهميده بود كه در يخچال قطار قرار دارد.
زنداني مطمئن بود كه در طي چندين ساعتي كه در يخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقيقاً اينطور هم شد.
اما بعد از رسيدن به مقصد مشاهده كردند كه زنداني يخ زده در حالي كه يخچال قطار خاموش بوده است و اين نشان ميدهد كه شخص زنداني به خود تلقين كرده كه منجمد خواهد شد و اين تلقين براي او حكم يك تصوير ذهني مطابق با افكار او داشته و همين باعث شده كه سلولهاي بدن وي واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود.


نمونه ديگر آزمايشي بود كه به پيشنهاد يكي از روانشناسان بر روي دو تن از مجرمين محكوم به اعدام انجام شد.
آزمايش به اين صورت بود كه مجرم اول را با چشماني بسته در حضور مجرم دوم با بريدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در اين هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونريزي شديد بود. سپس چشمان نفر دوم را نيز بستند و اين بار شاهرگ دست وي را فقط با تيغه اي خط كشيدند و در اين حين كيسه آب گرم نيز بالاي دست وي شروع به ريختن مي كرد اين در حالي بود كه دست او به هيچ وجه زخمي نشده بود. اما شاهدان يعني پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوري ديدند كه مجرم دوم نيز پس از چند دقيقه جان خود را از دست داد چراكه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بريده شده و خونريزي مي كند. ريخته شدن خون را نيز بر روي دست خود حس مي كرده است. در واقع تصوير ذهني او چنين بوده كه تا چند لحظه ديگر به مانند نفر اول هلاك مي شود و همين طور هم شد.


اين نشان مي دهد كه دستگاه عصبي شما با توجه به آنچه فكر مي كنيد يا خيال مي كنيد كه حقيقت دارد واكنش نشان مي دهد.

دستگاه عصبي شما تجربه خيالي را از تجربه واقعي تميز نمي دهد.
در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتي كه از ناحيه مغز در اختيار او قرار مي گيرد واكنش نشان مي دهد.
اين يكي از قوانين اوليه و اصولي ذهن است. در واقع اينطوري ساخته شده ايم. وقتي اين قانون را در افراد هيپنوتيزم شده مشاهده مي كنيم شك مي كنيم كه حتما نيرويي مرموز يا فوق طبيعي در كار است.

در واقع آنچه را كه مي بينيم فرايند طبيعي عمل مغز و دستگاه عصبي انسان است و نه چيز ديگر.
در پديده هيپنوتيزم اگر بيمار بدرستي گفته هاي شخص هيپنوتيزم كننده معتقد باشد كارهاي حيرت آور انجام مي دهد و بيمار رفتاري متفاوت از خود نشان ميدهد زيرا طرز فكر و باورش تغيير كرده است.


هيپنوتيزم يا خواب مصنوعي هميشه به نظر اسرار آميز بوده است زيرا هميشه فهم اينكه چگونه باور كردن مي تواند منجر به رفتار غير عادي انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنوعي چنان برخورد شده كه انگار نيرو يا قدرت ناشناخته اي در كار است. اما حقيقت اين است كه وقتي شخصي را متقاعد مي كنيد كه قدرت شنوايي اش را از دست داده رفتار ناشنوايان را پيدا ميكند. وقتي او را متقاعد مي كنيد كه نسبت به درد حساسيت ندارد، مي تواند بدون بيهوشي تحت عمل جراحي قرار گيرد و در اين ميان نيروي مرموزي هم در كار نيست.

ازتون میخوام که لحظه به لحظه مواظب گفته ها، فکرها و حرفای دلتون باشین. مواظب باشین که به خودتون چی میگین هیچ وقت نگین که چرا زندگی من اینجوریه چون همش دست خودتونه و این شمائین که زندگی خودتون رو به ویرونه و کلبه ای خرابه تبدیل میکنین یا به قصری باشکوه و شاهکاری بی نظیر

با آرزوي موفقيت minero
خویشتن را عاشق حق ساختی/عشق با دیو سیاهی باختی
پاسخ
 سپاس شده توسط elahe ، farah*NAZ ، mahsa_m ، Hamid Jafary Pooya ، نوید خزدوز ، ziamullazahi ، faezeh000 ، مهسا.م
#2
خيلي قشنگ بود.ولي اقاي مينرو همه زندگي هم تلقين نيس!
باور كنيد...من خودم يه مدت خيلي به اين قانون جاذبه علاقه داشتم و كلي راجع بهش تحقيق و بررسي كردم.
اين فقط يه جنبه از قضيه ست...در مورد مثالهايي هم كه زديد...نمي دونم چي بايد بگم!يكم باور نكردنيه!
پاسخ
#3
حرف شما را کاملا قبول دارم،
زندگی جنبه های مختلفی دارد، و قانون جاذبه نیز قدرت محدودی، این قدرت در هر فرهنگ به نوعی تعریف شده است، در فرهنگ اسلامی: این قدرت را در عالم برزخ محدود می کنند و در زبان زردشت به قدرت میترای آریایی، و در مسیحیت به بهشت برین ...
در کل بخواهم عرض کنم، این قانون محدودیت هایی دارد و آنطور که در سی دی راز و یا در سخنان دکتر آزمندیان و ... گفته می شود نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما هست،
اعتقاد بنده نسبت به این موضوع:
این قدرت بسیار عالیست که در فکر هر آدمی باشد ولی بدان مغرور نشود، فکر آن قوت بخش دل است و عامیانه تر بگویم باعث آرامش و اعتماد بنفسی ست در حل مسائل زندگی و ریاضیات اما خودمانی تر، این قضیه الزاما عمل نیست و به جبری بستگی دارد که آن عظیم مرتبه در عالم هستی، در عالم برزخ برای کسانش مقدر کرده است.
امیدوارم به مرحله ای از ایمان برسیم که بجای توکل به خویش عالی به خدای جاوید توکل کنیم،
این راهیست که مقصدی شیرین دارد چون شاخه نبات
و این قصه سر دراز دارد؛
التماس دعا
خویشتن را عاشق حق ساختی/عشق با دیو سیاهی باختی
پاسخ
#4
باهاتون موافقم؛منم مي خواستم بحث رو به همين جا بکشم!
قبول کنيد متني که گذاشتيد يکم مبهم وناقصه...
پاسخ
#5
از آنجايي كه عموم اين متن را مي خوانند، در نوشتن مطالب بايد دقت بسيار كرد،
از آنجا كه شما چندي قبل در اين رابطه تحقيق و تفحص كرديد، اين مطلب برايتان قابل درك بوده و ...
اما هستند معدود افرادي كه با همان طرز فكر خيلي خيلي خيلي خو گرفتن و امكان دارد سخن نابجاي من به باورهايشان لطمه اي جبران ناپذير وارد كند،


نبايد هرگز غافل شد كه ضمير ناخودآگاهمان دائما در حال تاثيرپذيري و تاثير گذاريست و من به اين دليل مجبور به حاشيه نويسي شده ام... .
خویشتن را عاشق حق ساختی/عشق با دیو سیاهی باختی
پاسخ
#6
دوستان موضوع منتقل شد
بدون شک توی انجمن متافیزیک جاش بهتره Wink
و در زمینه قانون جاذبه و اینا هم اگر خواستید بحث کنید این تاپیک هست
موفق باشید
...I dont know wat to Do... n even if i do... nothin changes
...Im Confused... Scared... So scared of the future ahead of me
!! Ya wat i have never been
!! is it my fault? well maybe ya... because im not Ordinary
پاسخ
#7
بسیار سپاسگذارم
اولین بار است میبینم متافیزیک هم ...
بسیار خوشحالم، ببخشید تا به حال ندیده بودم، تنکس
خویشتن را عاشق حق ساختی/عشق با دیو سیاهی باختی
پاسخ
#8
یور ولکام Wink
پیشنهاد میکنم اونجام فعالیت کنیم تا اینجوری بتونیم یه انجمن متفیزیک فعال که تو کمتر انجمنی پیدا میشه داشته باشیم
من خودم پایشم اما تنهایی که نمیتونستم بحث راه بندازم و با خودم بحث کنم :|Big Grin به کمک شماها نیازه Wink
به تاپیکای لونجام یسری بزنید...
...I dont know wat to Do... n even if i do... nothin changes
...Im Confused... Scared... So scared of the future ahead of me
!! Ya wat i have never been
!! is it my fault? well maybe ya... because im not Ordinary
پاسخ
 سپاس شده توسط minero
#9
باید بگم تلقین پذیری و هیپنوتیزم خودشون زیر مجموعه ی متافیزیک هستن.
حرفای شما کاملا درسته و منم قبول دارم ماه ها در این باره تحقیق کردم و یه مقاله هم دربارش نوشتم.
دانشمندای امروزی چندان از تاثیر تلقین بر انسان آگاه نیستن اما من قول میدم
تا اواخر قرن بیستم
تلقین پذیری به عنوان یکی از قویترین سلاح ها استفاده بشه. Rolleyes
پاسخ
#10
Manam ba talghin moafagham;
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان