امتیاز موضوع:
  • 23 رأی - میانگین امتیازات: 2.87
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معنـای عـشـق واقـعی
#1
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید
راهی غیرتکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند : با بخشیدن، عشقشان را معنا می کنند. برخی
"دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین" را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری
دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی" را راه
بیان عشق می دانند. در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه
خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق

به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ
شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود !
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی
نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس
فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش
زن رسید... ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که "عزیزم، تو بهترین مونسم
بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست

شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا
فرار می کند و او قبل از اینکه حرکتی از همسرش سر بزند به اینکار اقدام
کرد. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیشمرگ مادرم شد و او
را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق
خود به مادرم و من بود.
خویشتن را عاشق حق ساختی/عشق با دیو سیاهی باختی
پاسخ
 سپاس شده توسط Behnaz ، elahe ، mahsa_m ، hadi soltani ، farnaz_a ، motahare
#2
واااااااااااااااااااااااااااااي............خيلي دردناك بود...........چه روش بدي واسه ابراز عشق انتخاب كرده بود............
پاسخ
#3
همينه ديگه
اين روزها هر كسي يك جور ابراز عشق مي كنه



توصيه دوستانه:
كتاب رازهاي پنهان اثر شازده ميرزاده عشقي را بخونيد متوجه ميشيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
خویشتن را عاشق حق ساختی/عشق با دیو سیاهی باختی
پاسخ
#4
اين ابراز علاقه ها ديگه تکراري شده. ! عصر، عصر ارتباطاته اينا را بيخيال
پاسخ
#5
اين روزا ديگه عشق وجود نداره اگرم باشه يکطرفست.
اگه مجنون الان زنده بود تو فيس بوک با ليلي چت ميکرد نه اينکه بره حلقه در خونش بشه.
اين روزا ابراز علاقه نتيجه اي جز تحقير شدن نداره.
:heart: mineiut.blogfa.com :heart:
پاسخ
#6
عشق را خواهی که تا پایان بری بس که .............
زهر باید خورد و انگارید قند زشت باید دید ......

بله عزیزانم، مشکل اینجاست که ایندوران نه کسی زهر می تونه بخوره و نه شرایط بعضی از کارا وجود داره،
اما عشق های دوطرفه و پاک هنوزم وجود داره، فقط چون محیطش نیست در اشعار و نوشته های آنان باید جست و جو کرد...
قشنگی عشق به همینه که در هر دوران رنگ و بوی خاصی بخودش میگیره اما شیرین
آرزومندم برای همه شما این لحظات شیرین تداعی شود،،،،،،، از شعار دادن بدم میاد اما قلبن آرزو میکنم، از زمین به خداوندگار مهربان، به هورمزد جاوید به الله و به پدر مهربان هر بنی بشری دست یابید و تنها قلبتان در خانه او را زند.


التماس دعا
خویشتن را عاشق حق ساختی/عشق با دیو سیاهی باختی
پاسخ
#7
آقاي مينرو شما احيانا با حافظي ، سعدي يا مهمتر از همه با نظامي فاميل نيستيد

يا اينكه كتاب خونديد تحت تاثير قرار گرفتيد
«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
#8
نه بابا چرا شایعه درست می کنید!!!!!!!!
من با مولانا یک نسبت دوری دارم.
درباره تحت تاثیر قرار گرفتن:
جدا گفتم من خیلی ها را می شناسم که روابطشون چنین است، زندگی خیلی خوبی دارند و از زندگی شون لذت می برند


باو کنید غیر ممکن غیر ممکن است!!!!!
خویشتن را عاشق حق ساختی/عشق با دیو سیاهی باختی
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان