امتیاز موضوع:
  • 17 رأی - میانگین امتیازات: 2.71
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اسیب شناسی فک و فامیل
#1
آسیب شناسی فک و فامیل




1 - خاله
معنای لغوی:
خواهر مادر

معنای استعاره ای:
هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک:
یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.

غذای مورد علاقه:
آش کشک.

زیر شاخه ها:
شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است.
دختر خاله،پسر خاله: همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید.

مشاغل کاذب:
خاله زنک بازی، خاله خانباجی.

ضرب المثل:
خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو کشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.


چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.

نکته :
داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است.




2 - عمه
معنای لغوی:
خواهر پدر

معنای استعاره ای:
هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.

نقش سمبلیک:
به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: 1- جواب همه ی فحش هایی که می دهید. مثال: عمته... 2- جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... 3- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. 54 خیلی چیزهای بد دیگه. از ذکر مثال معذوریم...

غذای مورد علاقه:
شله زرد، سمنو.

زیر شاخه ها:
شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است.
پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند!!

مشاغل کاذب :
*** بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــپ ! ***

ضرب المثل:
ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک)

چهره های معروف:
عمه بتول

نکته :
داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است.



3 - دایی

معنای لغوی:
برادر مادر

معنای استعاره ای:
هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبلیک:
یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد.

غذای مورد علاقه:
فسنجون.

زیر شاخه ها:
زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.
پسردایی،دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند.

ضرب المثل:
عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه.
اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.
بچه حلال زاده به داییش میره

چهره های معروف:
علی دایی، دایی جان ناپلئون.

نکته :
سعی کنید حتمن حداقل یک دایی داشته باشید.



4 - عمو

معنای لغوی:
برادر پدر

معنای استعاره ای:
هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک:
یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود.

غذای مورد علاقه:
قرمه سبزی، آبگوشت.

زیر شاخه ها:
زن عمو: یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد،
دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.

مشاغل کاذب:
بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.

ضرب المثل:
عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

چهره های معروف:
عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.

نکته :
داشتن یک عمو ی پولدار خیلی خوب است.
درد يك پنجره را پنجره ها مي فهمند؛

معني كور شدن را گره ها مي فهمند.

سخت بالا بروي،ساده بيايي پايين

قصه تلخ مرا سرسره ها مي فهمند

يك نگاهت به من اموخت كه در حرف زدن،چشم ها بيش تر از حنجره ها مي فهمند
پاسخ
#2
وای خیلی جالب بود دستت درد نکنه
«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
#3
قدیمی اما ممنون...
همه خودشونن كسي بوي جلفي نميده
هر خري نمياد پيشمون زرتي بشينه

لپه حرفو نمیشه خورد
ما با تو دوستای خوبی اصن نميشیم چون

نسبته من به تو مثل آرد به الكه
اين آرد الک ميخواد اين رسمه فلكه

پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان