امتیاز موضوع:
  • 31 رأی - میانگین امتیازات: 2.97
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاريخچه زمان
#1
تقريبا همه آدمها شيفته ماهيت زمان هستند. هر چه براي درک آن سخت تر کوشش مي کنيم اسرار آميزتر و توهم انگيزتر جلوه مي کند. آيا زمان را خود ما اختراع کرده ايم يا همواره در پيرامونمان وجود داشته است؟ آيا آينده از پيش رقم خورده است؟آيا هنوز مي توان بر گذشته اثر گذاشت؟ آيا ممکن است بتوان مسير زمان را تندتر يا کندتر کرد؟و آيا زمان آغاز و مبدائئ داشته است؟شايد فکر کنيد که براي اين پرسشها پاسخهاي مناسبي داريد. با ادامه مطالعه اين پست در مي يابيد که آيا ديدگاه شما با ديدگاههاي فيزيک نوين مطابقت دارد يا نه؟

زمان نيوتني

نيوتن شرح داد که اشياء به چه صورت تحت تاثير نيروها حرکت مي کنند. بر اساس تعريف او انديشه زمان براي مفهوم يافتن تمامي حرکتها و دگرگونيها ضروري است و لازم است که زمان به عنوان بخشي غير قابل انفکاک از اين توصيف رياضي عالم واقع در آن ملحوظ شود.زمان نيوتني مطلق و بي رحم است.همانند رودخانه اي که با سرعتي ثابت در همه جاي کيهان جريان دارد. نيوتن زمان را به عنوان محيطي شرح داد که در خارج از فضا و مستقل از تمامي فرآيندهائي که در آن روي ميدهند وجود دارد. گفته مي شود که در اين ديدگاه زمان به گونه اي مي گذرد که گوئي يک ساعت کيهاني فرضي وجود داردکه بدون توجه به احساسات ذهني ما در باره گذر زمان ثانيه ها ساعتها و سالها را رقم مي زند. ما هيچ تاثيري بر سرعت جريان زمان نداريم و نمي توانيم آن را تندتر يا کندتر کنيم. ولي آيا نيوتن درست مي گفت؟ آيا چنين زمان کيهاني واقعا وجود دارد؟ فيزيک نوين نشان داده است که چنين نيست و در واقع آلبرت اينشتين نشان داد که وضع بدين گونه نمي باشد.

زمان اينشتيني

در سال 1905 ميلادي اينشتين کشف کرد که زمان و فضا به هم وابسته اند و اين واقعيت با عنوان نسبيت خاص شناخته شد. امروز در شرح هاي عامه پسندي که از نظريه نسبيت ارائه مي شود کوشش بر اين است که ذهن به اين ادراک رهنمون گردد که نظريه اينشتين معادله معروف E.. را در اختيار ما قرار داده است .اين نکته واقعيت دارد و آنچه که مارا به عصر اتم وارد کرد خوب يا بد همين فرمول ساده بود ولي نسبيت بسيار عميق تر از اين حرفها ست. اين نظريه پيام آور انقلاب در دانش فيزيک بود و نشان داد که چگونه و به چه دليل بايد تصورات کهن درباره فضا و زمان را دور انداخت و آنها را با مجموعه اي چنين جديد و نامانوس از تصورات جايگزين کرد – آن هم در شرايطي که هنوز نتوانسته ايم ديدگاه کهن نيوتني را در باره زمان دگرگون سازيم. از اينجاست که انديشه زمان به عنوان بعد چهارم نشات مي گيرد. اينشتين نشان داد که هر چيز ( يا هر کس ) که با سرعت نزديک به نور (حدود شگفت انگيز سيصد هزار کيلومتر بر ثانيه) سفر کند ، زمان به معناي واقعي کلمه براي آن سرعتي آهسته تر خواهد يافت. مثلا هر چه يک ساعت با سرعتي نزديک تر به سرعت سير نور حرکت کند زمان تيک تيک آن کوتاه تر خواهد شد. پيش از آن که اين انديشه را به تصور اين که « فقط يک فرضيه است » ، کنار بگذاريد ، بايد خاطر نشان کرد که اين روزها کند ساختن سير زمان در شتاب دهنده هاي ذرات ، به طور عادي مورد تاييد قرار مي گيرد. شتاب دهنده هاي ذرات تاسيسات آزمايشگاهي عظيمي هستند که با برخورداري از مجاري زير زميني چندين کيلومتري ، ذرات تحت اتمي را با سرعت هايي در حد سرعت سير نور شتاب مي دهند و از نمونه هاي معروف آنها مي توان به شتاب دهنده واقعERدر سوئيس اشاره کرد.

با سر به سوي آينده

اين انديشه کند سازي زمان ، به مفهوم واقعي کلمه وسيله اي را براي سفر در آينده در اختيار ما قرار مي دهد که چگونگي آن را در اينجا شرح خواهيم داد : فرض کنيد قرار بود در موشکي که مي توانست سرعت خود را تا حدود سرعت سير نور برساند سفر کنيد و مثلا به مدت چهار سال در اقصاء نقاط کيهان گشت بزنيد. در اين صورت هنگام بازگشت به خانه خود ، با شگفتي مواجه مي شديد. اگر تقويم شما در عرشه فضاناو نشان دهد که مثلا در ژانويه سال 2000 رهسپار فضا شده ايد و در ژانويه سال 2004 بازگشته ايد ، بسته به سرعت دقيق و چگونگي مسيري که در ميان ستارگان پيموده ايد ممکن است دريابيد که تاريخ بر حسب زمان زميني سال 2040 ميلادي است و همه کساني که روي زمين زندگي کرده اند چهل سال مسن تر شده اند. همچنين ممکن است آنها هم به همين ميزان از ديدن اين که شما پس از اين همه سال دوري ( البته از ديدگاه زماني آنها ) تا اين حد جوان مانده ايد ، دچار شگفتي شوند. به اين ترتيب داخل فضاناو چهارسال گذشته است در حالي که ساعت هاي روي زمين چهل سال کار کرده اند. اين امر به مفهوم آن است که شما به هر دليل و مقصودي ، سي و شش سال در زمان ، به سوي آينده جهش کرده ايد. در اين مثال شمار ساليان سپري شده در عرضه موشک و روي زمين به دلخواه انتخاب شده است. در واقع اگر کشتي فضايي شما بيشتر و بيشتر به سرعت سير نور نزديک شود شما متوجه خواهيد شد که هزاران يا حتي ميليون ها سال از زمان آغاز سفر شما ، روي زمين سپري شده است. اين اثر که اتساع زمان نام دارد در آزمون هاي مختلف تا حد اکثر دقت ، مورد آزمايش و تاييد قرار گرفته است. دانشمندان دو ساعت اتمي بسيار دقيق را با هم تنظيم کرده و سپس يکي از آنها را در يک هواپيماي جت و ديگري را روي زمين قرار داده اند. پس از بازگشت هواپيماي جت ، آنان مجددا هر دو ساعت را با دقت نگاه کردند . مشخص شده است که ساعت سفر کرده ، نسبت به همتاي خانه نشين خود به ميزان کسر کوچکي از ثانيه عقب مانده است . اين در حالي است که هواپيماي جت فقط با سرعت چند هزار کيلومتر در ساعت سفر مي کند که چندين ميليون بار کند تر از سرعت نور است . از اين رو تفاوت ميان ساعت ها بسيار جزئي و تقريبا ناچيز است. با اين حال ، تفاوت مذکور واقعيت دارد و ساعت هاي اتمي چنان دقيق عمل مي کنند که ما درباره ارقام نشان داده شده توسط آنها و نتايج حاصل از اين مقايسه هيچ ترديدي نداريم که : حرکت با سرعت هاي بالا موجب سفر به آينده مي شود. .

گذشته ها گذشته اند

سفر به گذشته بسيار دشوار تر مي نمايد خيلي از مردم از اينکه سفر در زمان به سوي جلو آسانتر از بازگشت به عقب در آن است متعجب مي شوند . دست کم ممکن است فکر کنيد که انديشه سفر به آينده مضحک تر بنظر مي رسد. شايد گذشته کاملا دور از دسترس باشدولي حداقل گذشته به نحوي موجوديت يافته و واقع شده است. در حالي که آينده هنوز روي نداده است. چگونه مي توان شاهد زماني بود که هنوز روي نداده است؟با اين حال سفر در زمان بسوي آينده و به وسيله سرعت زياد مستلزم اين نيست که آينده در جائي به انتظار ديدار ما باشد. مفهوم آن اين است که ما از چهار چوب زماني ديگران خارج مي شويم و به چهار چوبي قدم مي گذاريم که سير زمان در آن کندتر است.زماني که ما در چنين حالتي قرار مي گيريم زمان در خارج از چهار چوب زماني ما با سرعت بيشتري سپري مي شودو آينده با سرعتي زيادتر فرا مي رسد.وقتي که ما به چهار چوب زماني اصلي خود باز مي گرديم سريعتر از هر کس ديگري به آينده رسيده ايم. از سوي ديگر مثالهاي ذهن آزار بسيار وجود دارد که نشان مي دهد اگر سفر در زمان به گذشته امکان پذير بوددر آن صورت چه وقايع مضحکي ممکن بود روي دهد. براي مثال اگر ما مي توانستيم يک سال در زمان به عقب برويم و خودمان را که در آن زمان جوانتر بوده ايم بکشيم چه اتفاقي مي افتاد ؟آيا وقتي خود جوانتر شما نقش بر زمين مي شد شما هم مثل حبابي که مي ترکد از صحنه گيتي محو مي شديد ؟ و اگر شما در سال گذشته کشته شده باشيد چه کسي شما را به قتل رسانده است؟ مي دانم که اين حرفها کمي دور از عقل بنظر مي رسند ولي بيانگر يک پارادوکس معروفند.در باره آن بينديشيد .ظاهرا شما نمي توانيد خودتان را کشته باشيد زيرا براي آنکه خود کشي کنيد بايد از خود کشي جان سالم بدر برده باشيد. آنچه که بايد در باره سفر به گذشته بياد داشته باشيد اين است که شما تا حدي مجاز به مداخله در تاريخيدکه نتيجه کار همان که هست از آب درآيد.شما نمي توانيد گذشته را دگرگون کنيد. اصولا براي بازگشت به گذشته دو راه وجود دارد. يکي معکوس شدن سير زمان به گونه اي که عقربه هاي ساعت مچي شما در خلاف جهت عادي گردش کنند که اين امر مستلزم دستيابي به سرعتهاي بالاتر از سرعت سير نور است و براي ما قابل حصول نيست. آنچه در اين مقاله مورد بحث قرار گرفته است اين نوع از سفرهاي زماني نيست. راه ديگر سفر به گونه اي است که شما به ظاهر در زمان رو به جلو حرکت مي کنيد( ساعت مچي شما در جهت عادي کار مي کند )ولي حرکتتان در امتداد مسيري از فضا – زمان که تاب برداشته است انجام مي شود به گونه اي که اين مسير شما را به گذشته خودتان مي برد . مثل قطارهاي شهر بازي که روي ريلهاي پيچ و تاب دار حرکت مي کنند. در فيزيک به اينگونه مسيرهاي حلقوي منحني هاي بسته زمان مانند مي گويند که در سالهاي دهه 1990 موضوع پژهشهاي نظري پيگير و فراواني بوده اند. آنچه که شايد به نظر شما شگفت انگيز باشد اين است که تا 50 سال شهرت داشت که معادلات نسبيت عام اينشتين وجود اينگونه حلقه هاي زماني را ممکن مي دانند. در سال 1949 ميلادي کورت گودل رياضيدان آمريکائي نشان داد که اينگونه سفرهاي زماني به گذشته از ديدگاه نظري امکان پذير مي باشند .ولي فقط همين. اينکه امري تنها از ديدگاه نظري امکان پذير باشد به مفهوم آن نيست که در عمل هم امکان پذيرمي باشد. و بالاخره اينکه ممکن است نظريات ما هم غلط يا ناقص باشند.هيچ چيز تغيير نمي کند نتيجه ديگر نظريه نسبيت اينشتين اين است که بايد فضا- زمان را به عنوان يک قالب ايستاي چهار بعدي که تمام زمانها درون آن حالت جمود وجود دارند در نظر گرفت. براي ما کاملا آسان است که کل فضاي سه بعدي را به صورت يک حجم احتمالا محدود به ذهن درآوريم. ولي وجود زمان به عنوان محور چهارم مارا ملزم به تجسم يک حجم چهار بعدي مي کند که انجام اين کار براي مغز بيچاره ما غير ممکن است. در اين صورت تمامي زمانها اعم از گذشته حال و آينده تنها نقاطي هستند که در امتداد يک محور ايستا قرار گرفته اندو همگي با هم داخل اين قالب کيهاني چهار بعدي جاي دارند. اينجا و اکنون ما تنها نقطه اي در داخل اين قالب است.

اين نکته بسيار عجيب و غريب مي نمايد زيرا به مفهوم آن است و هر آنچه که روزگاري در آينده قرار است روي دهد در همانجا منتظر است تا ما روزي به آن برسيم! به اين ترتيب در حالي که نيوتن ادعا مي کرد که زمان در جريان مي باشد. اينشتين به ما آموخت که تصور جريان داشتن زمان توهمي بيش نيست . زمان اصولا جرياني ندارد بلکه تنها مي توان گفت که هست .
«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
 سپاس شده توسط Behnaz ، crux ، Hamid Jafary Pooya ، نوید خزدوز
#2
عالی بود فقط یه جاش یه اشتباه کوچولو داشت واسه همین نمره تون 19/75 میشه

ذرات تحت اتمي درست نیست: ذرات زیر اتمی درسته!!!
همه خودشونن كسي بوي جلفي نميده
هر خري نمياد پيشمون زرتي بشينه

لپه حرفو نمیشه خورد
ما با تو دوستای خوبی اصن نميشیم چون

نسبته من به تو مثل آرد به الكه
اين آرد الک ميخواد اين رسمه فلكه

پاسخ
#3
متشکرم
«دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
پاسخ
#4
خوب بود!
استفاده کردم!
فقط در خصوص تاپیک "دلخوری" میگم که بیایید بند دهان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم!

یه کمی کاشکی فکر می کردین،
توی این چند قت اخیر،تاپیک های علمی آقا سعید(مدیر عامل راهکار گستر قرن) واقعا بار علمی سایت رو بالا بردن،
مثلا، "دوست داشتی امضای نفر قبلیت مال تو بود" و امثالهم!


مارا به خیر شما امید نیست، شر رو کم می کنیم!





پاسخ
 سپاس شده توسط farah*NAZ ، aramestan
#5
Star 

سلامی به گرمی کاربری از مخص

حالت خوبه ؟

از چن روزه پیش که عضو سایت شدم دیدم این سایت حس و حال نداره تصمیم گرفتم یه حال و هوای پر انرژی به سایت بدم

اگه هستی شروع کن و با مطالب قشنگت روی همه ی اعضا رو کم کن

هستی ؟
..........................
پاسخ
#6
واقعا خسته نباشید!!!!!!!!!!!111
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان