امتیاز موضوع:
  • 38 رأی - میانگین امتیازات: 2.84
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خميازه اي به بلنداي تابستان...!!
#1
فراغت واژه‌اي است كه براي يافتن معناي آن نيازي به سرك كشيدن در لغتنامه دهخدا نداريم، اما همين واژه ساده با شروع تعطيلات انتهاي سال تحصيلي به يكي از چالش برانگيزترين مفاهيم تبديل مي‌شود.
فراغت يعني يك دنيا برنامه ريزي از سوي نهادها و سازمان ها فراغت يعني شروع دغدغه هاي والدين فراغت يعني بالا رفتن آمار حوادث فراغت يعني ميزگردهاي تخصصي صداوسيما و فراغت يعني يك دنيا مطلب در مطبوعات فراغت يعني همين گزارشي كه مي خوانيد.


[تصویر:  580aa2a9a1d8b2a4648c5c763eb4a0ec.jpg]

فراغت چقدر طولاني است

تا يادمان هست هميشه گفته اند هرچيزي حد تعادلش خوب است و تعطيلات پس از آخرين امتحان دانش آموزان را مي توان از جمله مصاديق كجروي از اين گفته نغز پنداشت. بسياري از والدين و همچنين كارشناسان مسائل آموزشي و تربيتي اعتقاد دارند به جاي يك تعطيلي طولاني در اواخر بهار تا انتهاي تابستان، مي توان چند تعطيلي كوتاه در ميانه هر فصل داشت، اما محاسن اين شكل از ايام تعطيل و فراغت چيستعليرضا وارسته، شهروند تهراني و ولي يك دانش آموز مي گويد: هرساله با شروع تعطيلات طولاني تابستان، دردسر والدين شروع مي شود. اول اينكه اين زمان به اندازه كافي مي تواند بچه ها را از درس و مشق دور كند، بنابراين آنها هرساله با شروع سال تحصيلي جديد به دليل قطع رابطه با درس به مشكل برمي خورند كه اين مشكل را در انتهاي سال تحصيلي نيز به شكل ديگري مي توان ارزيابي كرد. به عبارت ديگر نه تنها خود ايام تعطيل طولاني است، يك ماه مانده به شروع تعطيلات و يك ماه پس از اتمام تعطيلات نيز روزهايي هستند كه بايد آنها را روزهاي پرت آموزشي به حساب آورد. در روزهاي پاياني سال تحصيلي، دانش آموزان به شوق فرا رسيدن تعطيلات، پس از ماه ها آموزش مداوم و خسته كننده، سر از پا نمي شناسند و عملا فراگيري را رها مي كنند و در روزهاي آغازين سال تحصيلي هم آنقدر رخوت ديده اند كه برقراري ارتباط مجدد با كتاب و درس و مشق برايشان دشوار است. وي در ادامه از معايب ديگر تعطيلات طولاني مدت مي گويد: مورد بعد اين است كه وقتي ايام فراغت طولاني شد، اين فرصت پيش مي آيد كه ذهنيت بچه ها به سمت و سوهاي ديگري كشيده شود، اگرچه اين مسئله مي تواند جنبه هاي مثبت و مفيدي هم داشته باشد. به طور مثال يادگيري يك رشته هنري اما به همان اندازه هم اين امكان وجود دارد كه يك ناهنجاري شكل بگيرد و تمامي اين موضوعات موجب دغدغه والدين شده و اسباب دردسر آنها را به خاطر كنترل خارج از قاعده كودكان فراهم كند.

فراغت و برنامه‌هاي ناهمخوان


لازم به گفتن نيست كه در اين ايام هريك از نهادهاي مرتبط و غيرمرتبط با فرهنگ و آموزش و تربيت به نوبه خود وارد معركه شده و سعي مي كنند با نوعي برنامه ريزي خاص خودشان به عنوان متولي بهينه سازي اوقات فراغت، معرفي شوند يا لااقل اينكه گوشه اي از اين روزهاي كشدار پر از رخوت را پر كنند، اما نبود يك شوراي واحد تصميم ساز باعث مي شود هركسي ساز خود را بزند و چه بسا اينكه بسياري از برنامه ها نيز نتيجه اي جز رشته كردن پنبه ديگري نداشته باشد. پس فراغت آنقدرها هم كه مي گويند بد نيست به شرط اينكه بدانيم با آن چه رفتاري در پيش بگيريم.

منصور قائمي مهر، كارشناس مسائل آموزشي و تربيتي مي گويد: اينكه تعطيلات، پيوسته و طولاني باشد يا گسسته و كوتاه يك بحث است و چگونگي مديريت آن هم يك بحث. در بخش مديريت فراغت هم اگرچه كثرت گرايي خوب است، يعني تعدد امكانات، تعدد سرويس دهي و تعدد مراكز و برنامه ها، اما اگر يك مديريت واحد اين مسئله را عهده دار نباشد، بانوعي آشفتگي روبه رو خواهيم شد كه خطر تعارض در برنامه ها را هم در پي خواهد داشت.

وي در ادامه عنوان مي كند: اين مديريت بايد شورايي عمل كند، چيزي مثل شوراي فراغت و برنامه هايش. ضمانت اجرايي داشته باشد، بدين صورت كه در كميته اي از صاحبنظران و مسئولان تصميمات اتخاذ شود. سپس هر بخش از برنامه ها به يك مركز براي اجرا سپرده شود. اگر اين موضوع شكل بگيرد، دقيقا به اين معناست كه اولا ما از بالا به مسئله نگاه مي كنيم و اگر برنامه اي هم ارائه شد كه متولي آن پيدا نشد، مي توان متولي را به وجود آورد نه اينكه ببينيم هر نهاد چه ميزاني از امكان و توانايي را داراست تا بر مبناي همان امكان، مواردي را پيشنهاد دهيم. دوم آنكه در چنين رويكردي نه تنها برنامه ها روبه روي هم قرار نمي گيرند، بلكه مثل يك پازل به تكميل ديگري كمك هم مي كنند، در نتيجه بچه ها هم دچار تعارض تربيتي نمي‌شوند.

تعارض تربيتي يكي از اساسي ترين مسائلي است كه موجبات صدمه زدن به فكر و روح كودكان و نوجوانان را فراهم مي كند و اوقات طولاني فراغت، بستري مناسب براي هرچه بيشتر آشكار شدن اين تعارض هاست. تعارض تربيتي صرفا به دليل ناهماهنگي در نظام تربيتي ايجاد مي شود. از سوي ديگر اين گفته بدان معنا نيست كه حتما بايد يك تفكر واحد اين نظام را شكل دهد. به عبارت روشن تر، بهترين ديدگاه درخصوص نظام تربيتي - بويه در ايام طولاني فراغت - رعايت وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت است تا هم برنامه ها تنوع خاص خود را داشته باشند و هم به تكامل يكديگر كمك كنند. در اين رويكرد علاوه بر تربيت و آموزش منسجم و هدفمند، مي توان از هدر رفتن هزينه ها نيز بشدت جلوگيري كرد، زيرا وقتي يك نهاد ناخواسته به دليل تعارض با برنامه نهادي ديگر، اثربخشي خود و ديگران را به حداقل مي رساند، دقيقا به اين معناست كه هزينه برنامه هاي خود و ديگران را نيز هدر داده است.

تفريح يا آموزش

با تمام سادگي هاي واه فراغت، به نظر مي رسد بايد بار ديگر به واكاوي دقيق آن پرداخت و به مدد متخصصان، اين واه ساده را مورد بازخواني و بازانديشي قرار داد. راستي فراغت از تحصيل يعني فرصتي براي جمع كردن مجدد انري تحليل رفته به وسيله تفريح يا مجالي براي جبران كاستي هاي آموزشي از مجراي آموزشي دقيق تر

ناصر اميني، شهروند تهراني و ولي چهار دانش آموز مي گويد: من به هيچ وجه با آموزش مخالف نيستم، اما اين موضوع را هم نمي پسندم كه چه در ايام سال تحصيلي و چه در ايام تعطيلات، بچه ها از كانال هاي مختلف وادار به گذراندن آموزش هاي سفت و سخت شوند، همچنان كه با تفريح بي رويه هم مخالفم. به اعتقاد من آموزش البته به معناي آموزش دروس مدرسه اي در همان حد كلاس خوب است، بچه ها حتي نبايد درس و مشق را با خودشان به منزل بياورند، يعني اگر اين فرآيند درست چيده شود، احتياجي نيست كه خانواده ها شريك آموزش مدرسه اي باشند و مدرسه شريك تفريحات خانوادگي.

اما اگر منظورمان از تفريح و آموزش وسيع تر باشد، هردوي اينها مي توانند با هم يك معنا بدهند كه خيلي هم خوب است، ولي نبايد به همين بهانه تعطيلات را هم براي بچه ها به كلاس درس و مشق تبديل كنيم، چون تاثير بد آن بعدها مشخص مي شود. به هر حال بچه ها هم به تفريح غير درسي و حتي شيطنت هاي خاص خودشان نياز دارند.

منصور قائمي مهر، مديريت فراغت را كه برخورد خانواده ها نيز بايد تابعي از همان مديريت باشد، اصلي ترين و مهمترين موضوع در ايام تعطيلي مي داند: روزهاي تعطيل يك پتانسيل بالقوه عظيمي است كه اگر مديريت درستي براي نظم بخشي و هدفمند كردن آن وجود داشته باشد، مي تواند نتايج بسيار چشمگيري فراروي ما قرار دهد. عمدتا ما نمي دانيم در تعطيلات به دنبال چه چيزي هستيم و هر نهادي به فراخور حال و امكاناتي كه دارد، برنامه هايي را ترتيب مي دهد. بخشي از اين برنامه ها در جهت درآمدزايي است، بخشي به عنوان يك حركت روابط عمومي گونه براي تبليغ و بخشي هم فعاليت هاي بازدارنده محسوب مي شود. يعني يك مركز و يك نهاد به خاطر احساس مسئوليتي كه مي كند، فعاليت هايي را ترتيب مي دهد كه هدف اصلي آن مشغول كردن كودكان و نوجوانان است تا انري آنها تخليه شده و كمتر درگير برنامه هاي انحرافي شوند، البته همه اين موارد به جاي خود خوب است، اما تا زماني كه تمركز اصلي روي خود موضوع تعطيلات طولاني و فراغت نباشد، نمي توانيم كاري از پيش ببريم. تنها در اين صورت است كه علاوه بر هدف هاي يادشده، با مديريت صحيح و علمي توانسته ايم يك انري عظيم را به سمت هدفي بزرگ تر هدايت كنيم. اين هدف مي تواند توليد، فن آوري، ارتقاي ذهني، تعديل روحي، تعالي اخلاقي و هرچيز ديگري باشد، به شرط آنكه هم هدف شناخته شده باشد و هم سازوكارهاي رسيدن به آن فراهم شده باشد.

[تصویر:  download.php?img=564]
...I dont know wat to Do... n even if i do... nothin changes
...Im Confused... Scared... So scared of the future ahead of me
!! Ya wat i have never been
!! is it my fault? well maybe ya... because im not Ordinary
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان