امتیاز موضوع:
  • 37 رأی - میانگین امتیازات: 2.97
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حلقه مفقوده تحصيل و شغل...
#1
اين مقاله چالش‌ها و فرصت‌هاي نظام آموزش عالي در تأمين نيازهاي مهارتي نيروي انساني مورد نياز بازار كار از دو بعد عوامل بيروني و دروني مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد.

[تصویر:  download.php?img=887]

جذب فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي كشور در بازار كار منوط به داشتن توانائي‌ها و ويژگي‌هايي است كه بخشي از آنها مي بايست در طول دوران تحصيل در دانشگاه ايجاد گردد. به نظر مي‌رسد عدم تناسب بين فرايندها و مواد آموزشي رشته‌هاي تحصيلي موجود در دانشگاه‌ها با مهارت‌ها و توانائي‌هاي مورد نياز بازار كار، مهم‌ترين عامل موفق نبودن فارغ التحصيلان در كاريابي و اشتغال است.علاوه بر اين مورد، برخي از عوامل بيروني كه خارج از حوزه فعاليت و كنترل نظام آموزش عالي است نيز بر اشتغال فارغ التحصيلان تاثير به سزايي دارند.

اين مقاله چالش‌ها و فرصت‌هاي نظام آموزش عالي در تأمين نيازهاي مهارتي نيروي انساني مورد نياز بازار كار از دو بعد عوامل بيروني و دروني مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد.

عوامل دروني، فرايندها و راهبردهايي هستند كه در نظام آموزش عالي به كار گرفته مي‌شوند و به طور مستقيم يا غيرمستقيم با مقوله اشتغال و كاريابي فارغ التحصيلان ارتباط دارند. مهم‌ترين اين عوامل عبارتند از:

•· عدم تناسب بين ظرفيت فعلي پذيرش دانشجو در دانشگاه و نيازهاي آتي بازار كار

•· عدم تناسب بين محتواي آموزش با مهارتهاي شغلي

•· عدم توفيق دانشگاه‌ها در ايجاد و تقويت روحيه علمي و انگيزه خدمت رساني به جامعه در دانشجويان

•· فقدان زمينه‌ي مناسب براي آموزش‌هاي علمي و كاربردي

•· مطرح نبودن مسائل علمي و پژوهشي به عنوان اولويت اول در دانشگاه‌ها

عوامل بيروني، شامل كليه مواردي مي‌شوند كه بر اشتغال فارغ التحصيلان به طور مستقيم و غيرمستقيم تاثير گذاشته و مانع از جذب آنها در بازار كار مي‌گردند. اين عوامل نيز عبارتند از:

•· رواج نيافتن و مشخص نبودن فرهنگ كاريابي

•· عدم توسعه بنگاه‌هاي كاريابي خصوصي

•· عدم توسعه‌ي كانون‌هاي فارغ التحصيلان و ناكارآمدي آنها در كاريابي و هدايت شغلي

•· تعدد متقاضيان و رقابت شديد براي كسب مشاغل موجود

•· رواج نيافتن فرهنگ كارآفريني و كم بودن تعداد كارآفرينان

•· وجود مشكلات اجرايي در پياده كردن سياست‌ها و برنامه‌هاي كلان اشتغال

اكثركشورهاي دنيا با مسائل و مشكلات اشتغال درگيرند ولي تعدد عوامل مشكل آفرين و ناشناخته بودن برخي از آنها در كشورهاي جهان سوم موجب پيچيده‌تر شدن موضوع شده است. امروزه مديريت كلان كشور به دنبال استفاده از روش‌هاي علمي براي شناخت و كنترل عوامل مشكل آفرين در زمينه اشتغال و تبديل چالش‌ها به فرصت‌ها براي شتاب دادن به حركت توسعه است. دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي عهده دار رسالت‌هايي چون توليد دانش، تربيت نيروي متخصص مورد نياز جامعه، گسترش فناوري، نوآوري و خلاقيت هستند و امروزه صاحبنظران معتقدند دستيابي به توسعه پايدار فقط در سايه به كارگيري دانش روز و فناوري پيشرفته حاصل مي‌شود. بنا بر اين، براي قرارگرفتن در جاده‌ي توسعه و جلوگيري از عقب‌ماندگي بايد شرايطي فراهم شود كه دانشگاه‌ها بتوانند دانشجويان را براي به كارگيري فناوري جديد و پذيرش مسئوليت‌هاي مختلف در سطح سازمان و جامعه پرورش دهند. در اين گزارش عوامل مؤثر به دو گروه دروني و بيروني به طور مختصر طرح مي‌شود.

● مهمترين عوامل دروني

الف) عدم تناسب بين ظرفيت فعلي پذيرش دانشجو در دانشگاهها و نيازهاي آتي بازار كار:

براساس مطالعات انجام گرفته جمعيت جوان و فعال كشور تا سال ۱۴۰۰ بالغ بر ۶۱ ميليون نفر مي شود و به عبارتي ۵/۲ درصد رشد خواهد داشت.پس سطح اشتغال نيز بايد رشدي معادل ۵/۲ درصد در سال داشته باشد تا وضعيت فعلي حفظ شود.يعني تا سال ۱۴۰۰ در ايران بايد ۲۹ ميليون فرصت شغلي ايجاد شود.براساس و باتوجه به اهميت موضوع، دولت تدابيري را اتخاذ كرده است.اما نكته اي كه در اينجا مورد نظر است عدم تناسب بين تعداد فرصتهاي شغلي تخصصي ايجاد شده در جامعه و تعداد فارغ التحصيلان است.در ايران فقدان ارتباط نزديك بين دانشگاهها و بخشهاي مختلف جامعه موجب شده است كه بين ظرفيت پذيرش دانشجو و تقاضاي بازار به نيروي متخصص تناسب وجود نداشته باشد كه علت آن عدم هماهنگي و انسجام در تصميم گيري بين نظام آموزش عالي با ساير بخش‌هاي جامعه است.

ب) عدم تناسب بين محتواي آموزش با مهارتهاي شغلي:

يكي از مهم‌رين اهداف نظام‌هاي آموزشي جوامع فراهم آوردن امكان ارائه‌ي آموزش متناسب با مهارت‌هاي شغلي مورد نياز جامعه است. بنا بر اين، در طراحي هر نظام آموزشي اثربخش، عوامل مهمي چون شرايط و ويژگي‌هاي داوطلبان، محتواي دروس، تسهيلات و تجهيزات مورد نياز، روش‌هاي تدريس و غيره مدنظر قرار مي‌گيرند.در حال حاضر، در آموزش عالي بيشتر سطح تحصيلات به عنوان يك توان يا استعدادهاي بالفعل ايجاد مي‌شود و اين در حالي است كه فارغ‌التحصيلان براي صعود به قله‌ي اشتغال به مهارت نيز نياز دارند.

ج) عدم توفيق دانشگاهها در ايجاد و تقويت روحيه علمي و انگيزه خدمت رساني به جامعه در دانشجويان:

باتوجه به اينكه پايه و اساس دانشگاه را دو عامل مهم و اصلي يعني دانشجو و استاد تشكيل مي‌دهند، علل عدم توانايي دانشگاه‌ها در ايجاد روحيه‌ي علمي و انگيزه در دانشجويان را بايد در ويژگي‌هاي اين دو عامل جستجو كرد.دانشجويان اكثرا روحيه علمي و انگيزه كافي ندارند و معمولا به جاي توجه به ارتقاي سطح علمي خود فقط به ارتقاي سطح تحصيلي (اخذ مدارج بالاتر) مي‌انديشند.لذا دانشگاه‌ها بايد به فراخور تغييرات در شرايط سني، سطح اجتماعي و انتظارات جامعه از دانشجويان و همچنين تاثيراتي كه حضور در مراكز علمي در روند زندگي دانشجويان مي‌گذارد، شيوه‌ي آموزشي و تربيتي را ارائه كنند كه در دانشجويان انگيزه و روحيه علمي ايجاد كند و اين امر زماني محقق مي‌شود كه اعضاي هيأت علمي به عنوان يكي از دو عامل اصلي دانشگاه، داراي روحيه علمي و انگيزه خدمت رساني باشند.

پ) فقدان زمينه مناسب براي آموزشهاي علمي - كاربردي:

در حال حاضر در دانشگاه‌ها انتقال دانش بيشتر به صورت نظري و در قالب تعاريف، تئوري ها و اصول در كلاس انجام مي پذيرد و به واحدهاي عملي نيز اهميت چنداني داده نمي شود.علي رغم ايجاد برخي رشته‌ها در دانشگاه جامع علمي - كاربردي و همچنين ايجاد مراكز آموزش علمي - كاربردي با همكاري و سرمايه گذاري مؤسسات، واقعيت اين است كه بسترسازي مناسبي براي اجراي برنامه‌هاي آموزشي علمي - كاربردي صورت نگرفته و بعضا دچار بيماري تئوري زدگي شده‌اند.

● مهمترين عوامل بيروني

الف) مشخص نبودن و رواج نيافتن فرهنگ كاريابي:

با وجود تحولات فرهنگي - اجتماعي جامعه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هنوزبافت سنتي در بيشتر مناطق كشور حاكم بوده و اشتغال در سازمانهاي دولتي و كسب مشاغل لوكس اداري، اشتغال به كار در پايتخت و مراكز استان‌ها، اشتغال در شهرهاي خوش آب و هوا، اشتغال در شركت‌هاي پردرآمد با مزاياي بالا و يافتن شغل مناسب در شهر محل سكونت به منظور نزديك بودن به خانواده از معيارهايي هستند كه معمولا فارغ التحصيلان جامعه ما در زمان كاريابي به آنها توجه دارند و به آنها اولويت مي‌دهند و خانواده‌ها بر يافتن شغل دولتي در محل سكونت براي فرزندانشان و حفظ خانواده به شكل هسته‌اي با هدف تأمين امنيت خانواده تأكيد مي‌ورزند. مجموعه‌ي اين عوامل و ديگر متغيرها باعث تراكم فارغ التحصيلان بيكار در يك منطقه و اشتغال بي سوادان و غيرمتخصصان در مناطق ديگر به دليل عدم حضور نيروهاي متخصص شده است.

ب) عدم توسعه‌ي بنگاه‌هاي كاريابي خصوصي:

پس از پيروزي انقلاب اسلامي علي رغم تمهيدات درنظر گرفته شده در قانون اساسي در خصوص تقسيم ساختار اقتصادي ايران به سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي متاسفانه به دليل سوء استفاده بخش خصوصي در شرايط بحراني سال‌هاي اوليه به ويژه در زمان جنگ و تمايل نيروهاي ذي نفوذ به در اختيار گرفتن و انحصاري كردن خدمات در بخش دولتي با هدف افزايش قدرت نفوذ خود، به بيشتر دولتي شدن امور منجر گرديد كه اين قضيه اشتغال را نيز تحت تاثير قرار داده و آن را دولتي كرد. اين موضوع امكان فعاليت و قدرت رقابت بنگاه‌هاي كاريابي خصوصي را سلب كرد و مانع ايجاد و توسعه اين بنگاه‌ها گرديد.

پ) عدم توسعه‌ي كانون‌هاي فارغ التحصيلان و ناكارآمدي آنها در كاريابي و هدايت شغلي:

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به ويژه در دهه ۶۰ كانون‌ها، انجمن‌ها و تشكل‌هاي مختلفي از جمله كانون‌هاي فارغ التحصيلان با هدف افزايش قدرت نفوذ و حضور فعال تر تحصيلكرده‌ها درجامعه و ايجاد بستر مناسب براي فراهم آمدن زمينه‌ي اشتغال اعضاي آنها تأسيس شدند. بررسي اجمالي چگونگي ايجاد و روند كار اين نهادهاي غيردولتي نشان مي‌دهد اعضا داراي تجربه كافي در زمينه‌ي فعاليت‌هاي تشكيلاتي و مشاركتي نبودند كه اين امر سبب اختلال در روند فعاليت كانون‌ها شده و با گذشت زمان و تحت تاثير تغيير و تحولات جامعه، كاركرد اين كانون‌ها تغيير يافته بعضا منحل میشوند.
...I dont know wat to Do... n even if i do... nothin changes
...Im Confused... Scared... So scared of the future ahead of me
!! Ya wat i have never been
!! is it my fault? well maybe ya... because im not Ordinary
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان