امتیاز موضوع:
  • 22 رأی - میانگین امتیازات: 2.68
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بی تو مهتاب شبی... (طنز)
#1
سلام،
هیچ فکر کردین که اگر زنده یاد آقا فریدون خان مشیری میخواست اون شعرمعروف و محبوب « بی تو مهتاب شبی....» رو امروزه بگه ،چطوری میگفت؟

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم

همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم
شدم آن User ديوانه که بودم
وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد
Ding صد پنجره پيچيد
شکلکی زرد بخنديد
يادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتيم
Room گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم
لحظه ای بی خط و پيغام نشستيم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به يک Talk بد آهنگ
Windows و Hard و Mother Board
آريا دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت
من بدنبال معنای کلامت
يادم آمد که به من گفتی از اين عشق حذر کن
لحظه ای چند بر اين Room نظر کن
Chat آئينه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است
باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از اين Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم
روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرميدم نه گسستم
باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم
تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرميدم . نگسستم
..........
Room ی از پايه فرو ريخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگريخت
Hard بر مهر تو خنديد
PC از عشق تو هنگيد
..........
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم
نکنی دگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم

[تصویر:  6npb3cra4306jmpa5t.jpg]
همه خودشونن كسي بوي جلفي نميده
هر خري نمياد پيشمون زرتي بشينه

لپه حرفو نمیشه خورد
ما با تو دوستای خوبی اصن نميشیم چون

نسبته من به تو مثل آرد به الكه
اين آرد الک ميخواد اين رسمه فلكه

پاسخ
 سپاس شده توسط نوید خزدوز ، farah*NAZ ، motahare
#2
و امروزم میگفت

بی تو مهتاب شبی باز از آن باغ گذشتم!

(ای دل غافل)

همه تن نه ، همه هیکل به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو نه ! شوق دیدار لبان پسته های توی دست

شدم آن عاطل و باطل که بدنبال تو بودم

همه رختا ، نه درختا

همه جا پر شد از آن اگزوز گاز سوز پرایدم

من شدم باز همان عاطل و باطل که بدنبال تو بودم



در نهانخانه ی داشبورد گل یارانه درخشید

باغ 8ساله نخندید

یاد صد دولت درخشید
Big Grin


یادم آمد که شبی با هم از آن باغ گذشتیم

پرگوشیدیم و شب بعد به شلاق نشستیم!



ساعتی با هم تخمه شکستیم

و دمی پسته بخوردیم



من همه خنده بر آن چشم سیاهت

تو همه محو تماشای کلاهم



آسمان ابری بود انگار

شبم خب بود!



خوشه ی ما دست یوسف مانده در

آژان تهران

شاخه ها مانده در آفاق



یادم آمد تو به من گفتی

ازین پسته حذر کن

لحظه ای چند بر این باغ نظر کن

عشق ، نه آن آب روان است



عشق ، سهمیه ی ماهاست

تو که امروز نگاهت به یارانه ی مان است

باش فردا که پرایدت با دگران است

تا فراموش کنی ، نوبت سهمیه ی بعدی است

با تو گفتم

حذر از پرایدم نتوانم!

سفر از پیش شماها نتوانم

روز اول که بدیدم چشمان سیاهت



ترترتر

بقیه شم واسه فرداشب دیگه طبعم کور شد ، شعرش خیلی طولانی ِ
فسفر کم آوردم Idea





پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان