امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
به یاد باران،به انتظار برف
#1
روز سوخت و نفس بارون بزید بر بام،یاد آن جیغ های ناودانی ، یاد آن بوی نم خاک های نهانی

 روزی رسد ک قلبم همه این ها رو ب یاد بیاره، همون بارون ک اسم تو رو صدا کرد

یارون خسته  سکوت شکسته ی نامت رونه. روی پشت بومه.

 لحظه ای گسستم بدون تو نشستم،ندایت ندیدم هدایت ندیدم بگو با چ راهی

همان روز بارون ، ی بارون خیس ، ی رنگ عجیب ، ی حس غریب ، ب یادت نویسم

نگو ک نرم نرمک آیی ، نگویی ک ی بار شدیدی ، تو بارونی ، عزیزم تو آسمونی همش تویی 

منم خسته از رویت ، منم خسته از خود ، منم و شرمسارت ، منم برف آخر نشسته به بامت 

ولی ب رنگ سیاهم همه حس و حالم ی خسته نگاهم کن و پاکم کن ،تویی  رنگ منو باز کن

هیچ حسی نیست منم ب نزدیکای زمستون، ب فکر رسیدن ب تو ک همیشه عزیزی

تو حس بهاری ، ی نم تو دلم پر کند از نامت ، بیا و دلم رو بساز و ببر این حس و حالو

ی برف خسته ، ی گوشه نشسته ب انتظار بارون شدم بیا ک بی تو رنگ ز من رفته

تمام وجودم میلرزه بیا تو ک من بی تو هیچم ، توخالی و بی وزنم ، بیا ک تمام وزنم نویی

بیا ک  حصارم توی ی گوشه  بی حرکت و سردم، بیا و به راهم کن ، ییا و روانم کن

تمام روح من همه وجود من تویی بیا منو نجاتم بده ، نشسته و خسته به انتطار حرفم

ی گوله برفم ، تمام این روز ها ب فکر تو هستم ک کی میاد آن روز دوباره ببینم وصالت

همه حس و حالم تویی ، من خسته دل ، ن بی وفا یم ن بی مهر ، ن عزیزم ، ن بی تو هیچم

تو توی آسمونی و من نشسته به یادت ، سکوتم  بشکن و نامم بگو ی بار و ی بار تو رو برگزیدم.

[img]images/smilies/heart.gif[/img]

 
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
talk باران در اتوبوس Alireza Payon 11 614 31-08-2012، 05:39 PM
آخرین ارسال: Alireza Payon

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان