امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آداب زیارت کعبه و آداب لازم براي هر زائر در سفر حج
#1
 [تصویر:  20151007124334652.jpg]
براي زائران و حاجيان در موسم حج از ابتداي ميقات تا پايان اعمال، تکاليف بيشتر و انضباطات فوق‌العاده‌تري وجود دارد که لازم است مراعات کنند ، و بي‌ترديد رعايت آن آداب، زمينة قبولي حج است.
در اينجا و با رعايت اختصار، آداب لازم براي هر زائر، به فراخور حال آورده مي‌شود؛ باشد که مسافران حرم امن الهي،‌آنها را رعايت کنند و حج خود را با رعايت آن آداب، به مرحلة قبولي برسانند.
1. هزينة سفر
کسي که قصد حج يا عمره دارد،‌ لازم است هزينة اين سفر را از مال حلال و پاک بپردازد. مال حلال و پاک، مالي است که از طريق کسب مشروع و زحمت و کوشش صحيح به دست آمده باشد و حتي ذرّه‌اي آغشته به مال غصب، رشوه، دزدي، ربا، کم‌فروشي، حقّ ارث ديگران، اختلاس، و مال به دست آمده از راه فتنه‌گري و فساد در آن نباشد، و همة خمس و زکات و حقوق واجب و شرعي آن را پرداخته باشد.
حتي اگر ذرّه‌اي از مال حرام در اين سفر آغشته با مال حلال باشد، يقيناً مانع از قبولي است، چه رسد به اين که همة هزينة سفر از حرام باشد!! چه، در اين صورت صاحبان مال حرام، نه مستطيع‌اند و نه مي‌توانند به اين سفر معنوي بروند.آنان که خمس و زکات مال حلال به دست آمده را نپرداخته‌اند، براساس آيات و روايات و فتواي همة فقهاي شيعه، ثروتشان مخلوط به حرام است،‌ و بايد براي پاک شدن ثروتشان تا آخرين درهم و دينار خمس و زکاتشان را بپردازند، آنگاه از آن پول تصفيه شده، حولة احرام و کفش لازم را بخرند، و پول قرباني را جدا بگذارند، و بقية هزينة سفر را تأمين نمايند.امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد:
«مَن أَنفَقَ دِرهماً فِي الحَجّ کانَ خَيراً لَهُ مِن مِأئَةِ أَلفِ دِرهَـمٍ يُنفِقُها في حَقٍّ...
وَرُويَ أَنَّ دِرْهَماً فِي الحَجِّ خَيرٌ مِن أَلفِ أَلفِ دِرهَمٍ فِي غَيْرِهِ، وَدرهمٍ يَصِلُ إِلي الإِمامِ مِثل أَلف أَلف دِرْهَمٍ فِي حَجٍّ.وَرُويَ أَنَّ دِرْهماً فِي الحَجِّ أَفْضَل مِن أَلفَي‌ أَلف دِرهَمٍ فيما سواهُ فِي سَبيلِ اللهِ عَزّوَجَلَّ».
يک درهم هزينه کردن در راه حج، بهتر است از صدهزار درهم در راه ديگري که آن هم حق باشد.
و روايت شده انفاق يک درهم در حج، بهتر از يک ميليون درهم در غيرحج است.و يک درهم سهم امام را پرداختن، مانند هزينه کردن هزار هزار درهم در حج است.و پرداختن درهمي در حج، بهتر از هزار هزار درهم در غير آن است.پس بياييد با پرداخت خمس و زکات و پاک کردن اموال خود، در هنگام احرام لبيک بگوييم و بشنويم، مبادا در جوابمان بگويند: «لا لَبَّيْکَ وَلا سَعْدْيکَ...».رسول‌خدا (صلّي الله عليه وآله) فرموده:
«کُلُّ نَعيمٍ مَسؤُولٌ عَنْهُ صاحِبُهُ اِلاّ ما کانَ في غَزْوٍ أو حَجٍّ»؛ «از هر نعمتي پرسش خواهد شد مگر پولي که در جهاد و حج هزينه شود».از امام‌صادق (عليه السلام) نيز روايت شده: هنگامي که حضرت‌موسي (عليه السلام) حج به جاي آورد،‌ جبرئيل نزد او آمد. به جبرئيل گفت:براي کسي که حجّ اين خانه را با نيت صادقانه و هزينة پاک و حلال به جاي آورد، چه پاداشي است؟خداوند به جبرئيل وحي کرد که به او بگو: او را در رفيق اعلي با پيامبران، صدّيقان، شهدا و صالحان قرار مي‌دهم و اينان، رفيقاني نيکو هستند.
پس اگر کسي ثروتش را از راه حرام به دست آورده باشد، مستطيع نيست، ‌اگر هم مال حلال مخلوط به حرام دارد، ‌لازم است پيش از سفر حج تصفيه کند، و اگر پس از تصفيه به اندازة هزينة حج باقي بماند، مستطيع است.حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام) فرمود: ما (اهل‌بيت) سه چيز را از اصل مال خويش يا مال پاک خود مي‌پردازيم:
1. مهرية زنان؛
2. هزينه سفر حج؛
3. پول کفن.
اگر در ميان زائران خانة خدا، کساني باشند که تحت تأثير آيات حج و روايات آن،‌ و آداب ظاهري و باطني‌اش قرار نگيرند و مال و باطن و اعمال و اخلاق خويش را تصفيه نکنند، بايد پيش از ورود به عرصة ملکوتي حج از خواب غفلت بيدارشان کرده،‌ حجاب‌هاي ظلماني را از چهرة قلبشان زدود تا به پاک کردن مال خود از حرام و پرداخت خمس و زکات اقدام نمايند؛ چرا که در غير اين‌صورت، لايق ورود به عرصة حج نمي‌شوند و حجّي مقبول به حضرت محبوب ارائه نخواهند داد.وظيفة روحانيون کاروانهاست که وظايف زائران را در اين سفر معنوي گوشزد کنند و بر مسافران حرم امن الهي هم واجب است که آن حقايق را با تمام وجود فراگيرند تا هنگامي که از سفر برمي‌گردند، در گفتار و کردارشان تحوّلي عميق ايجاد شده باشد، تا ديگران هم ميل ورود به عرصة اين سفر معنوي را پيدا کنند و پس از مدتي، جامعه‌اي ايمن از همة شرور ساخته شود و رعب و ترس و بي‌اعتمادي، تبديل به امنيت و اعتماد و محبت گردد و دادگستري‌ها بيکار شوند، و زندان‌ها در گوشه گوشة ممالک اسلامي به گلستان و بوستاني براي زندگي پاکان تغيير شکل دهد.
اتمام عمل، هميشه با حصول نتيجه منظور است، اگر زائر در سفر حج خود به حقايق الهي و نظامات اسلامي، و حالات ملکوتي آراسته شد و درون و برونش و مال و اموالش از ناپاکي‌ها و ناخالصي‌ها پيراسته گشت و پس از بازگشت، چه با عمل و چه با گفتار، مبلّغ حقايق شد و براي خدا واقعيات معنوي را به ديگران انتقال داد، حج و عمره را به اتمام رسانده است.
2. نيت
زائر بايد به حقيقت نيت خود پيش از سفر، توجه داشته باشد؛ هر عبادتي که با نيت صادقانه و براي خدا انجام گيرد، عبادت واقعي محسوب مي‌شود و شايستة قبولي درگاه حق بوده، مستوجب پاداشي عظيم است.عبادت، اگر خالصانه و به قصد فرمان بردن از حق صورت گيرد، به تکليف عمل شده، و اگر غير از اين باشد، ‌مشقّت و زحمتي بدون پاداش از انسان صادر شدهو قابل قبول حق نخواهد بود؛ و در نهايت در پروندة عمل به عنوان اداي تکليف ثبت نمي‌شود. و به فرمودة قرآن برباد مي‌رودSadوَ قَدِمْنا إِلي ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً)؛
«و ما به بررسي و حسابرسي هر عملي که به عنوان عمل خير انجام داده‌اند مي‌پردازيم، ‌پس همة آنها را [که به نيت غيرخالصانه و به ريا و خودنمايي انجام گرفته] غباري پراکنده مي‌سازيم».زائر بايد با توجه به خدا و قيامت و الگو گرفتن از اولياي الهي به‌ويژه انبيا و اهل بيت (عليهم السلام) نيتش را خالص قرار دهد و آن را آلوده به هواي نفس ننمايد و در اين عبادت جز به «وجه الله» نظري نداشته باشدSadإِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَلا شُكُوراً).
باري، هدف زائر بيت الله الحرام نبايد سياحت،‌ تجارت،‌ استراحت، تماشاي مملکت ديگر و... باشد؛ چرا که به پيکرة معنويت اين سفر خدشه وارد مي‌شود.در هر صورت اگر عمل،‌ حرکت، کوشش و انجام مسؤوليت بر نيت پاک و صادقانه استوار باشد، ماندني است و شايستة قبولي حضرت حق!‌ و پاداش بزرگ و اجر عظيم برآن مقرر خواهد شد. امام سجاد (عليه السلام) در اين‌باره مي‌فرمايد:«لا عَمَلَ اِلاّ بِنِيَّةٍ»؛ عمل جز با نيت واقعي تحقق پيدا نمي‌کند، ‌[و عمل بدون نيت صادقانه عمل نيست].«نيت» به منزلة ريشة عمل است و درخت عمل با نيت پاک و خالصانه و صادقانه ميوة ابدي مي‌دهد. از اين‌رو، رسول‌خدا (صلّي الله عليه وآله) نيت مؤمن را از عملش بهتر مي‌داند. حضرت صادق (عليه السلام) از رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) روايت مي‌کند:«نِيَّةُ المُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَنِيَّةُ الکافِرِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ وَکُلُّ عامِلٍ يَعمَلُ عَلي نِيَّتِهِ»؛ «نيت مؤمن از عملش بهتر است و نيت کافر از عملش بدتر، و هر عمل کننده‌اي براساس نيتش عمل مي‌کند».
آداب زيارت كعبه

شكي نيست كه براي هر بيتي از بيوتات حضرت حق آداب و رسومي است كه طالب هر بيت،بايد آن را رعايت كند، تا به حقيقت و واقعيت آن بيت برسد كه بدون رعايتآداب و رسوم هر بيت، رسيدن به آن بيت كاري محال و زحمت در راه آن، تلاشي بيهوده و رنجي بي نتيجه است.اما معني خانه او چه باشد، اين كه آيا اضافه(يعني اضافه بيت به الله) از باب تشريف است يا طور ديگر، مقصود بيان آننيست. غرض در اين رساله، بيان آداب كعبه ظاهري است، غير آن آدابي كه درمناسك مسطور است، ضمناً شايد به آداب كعبه حقيقي هم في الجمله اشارهبشود.بدان، غرض از تشريع اين عمل شريف آن باشد كه از طريق مناسك اين بيتبداني كه مقصود اصلي از خلقت انسان معرفت خدا و وصول به درجه عشق او و انسبه حضرت اوست و اين ها تحصيل نمي شود، مگر به تصفيه قلب و آن هم ممكننيست، مگر به حفظ نفس از شهوات و انقطاع از دنياي دنيّ و قرار گرفتن درراه رنج عبادات ظاهري و باطني.شارع مقدس عبادات را يك نسق نگردانيده، بلكهمختلف وضع كرده ; زيرا به هر يك از آن ها رذيله اي از رذائل از مكلف زائلمي گردد، تا به اشتغال به تمام آن ها تصفيه تمام عيار گردد، چنان كه ادايصدقات و حقوق ماليه قطع ميل مي كند از حطام دنيويه; و صوم قطع مي كندانسان را از مشتهيات نفسانيه; و صلاة نهي مي كند از هر فحشا و منكري و همچنين ساير عبادات.چون حج مجمع العناوين بود خصوصيت ديگري در بين عباداتپيدا كرد، چه اين كه مشتمل است بر جمله اي از مشقت هاي اعمال كه هر يكبنفسه صلاحيت تصفيه نفس را دارد مانند انفاق مال كثير، قطع از اولاد وعيال و وطن و جدايي از نفوس شريره و طي منازل بعيده و ابتلا به گرماي سختو عطش شديد و انجام اعمال نامأنوس و خلاف طبع مانند رمي جمره و طواف و سعيو احرام و غير آن.و داراي فضائل عالي ديگر است مانند تذكر به احوال آخرتبه هنگام تماشاي اصناف خلق و اجتماع كثير في صقع واحد علي نهج واحد لاسيمادر احرام و وقوفين و رسيدن به محل وحي و نزول ملائكه بر انبيا از آدم تاخاتم صلوات اللّه عليهم اجمعين و تشرف به محل قدم هاي آن بزرگواران،مضافاً بر تشرف بر حرم خدا و خانه او، علاوه به حصول رقت كه مورث صفاي قلباست به ديدن اين امكنه شريفه با امكنه شريف ديگر كه رساله گنجايش آن راندارد.نتيجه اين كه حج داراي جمله اي از مشقت ها و فضائل كثيره از اعمالاست و رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) فرمود :رهبانيت را در اين مكتب بهجهاد و حج تبديل كردم انسان باتوجه به اين واقعيت ها بايد بداند كه بهكرامت اين سفر روحاني نمي رسد، مگر با رعايت آداب و رسوم حقيقي آن و آنچند امر است:
نيت صادق
اول: اين كه هر عبادتي از عبادات بايد به نيت صادقه باشد و به قصد امتثال امرشارع به جا آورده شود تا عبادت شود.كسي كه اراده حج دارد اولاً بايد قدريتأمل در نيت خود نمايد، هواي نفس را كنار گذارد، ببيند غرضش از اين سفرامتثال امر الهي و رسيدن به ثواب و فرار از عقاب اوست يا نستجير باللّهغرضش تحصيل اعتبار يا خوف از مذمّت مردم يا تفسيق آن ها يا از ترس فقيرشدن است ـ چنان كه معروف است هر كه ترك حج كند مبتلا به فقر مي شود ـ ياامور ديگر، از قبيل تجارت و خوش گذراني و سير در بلاد و غير ذلك را غرضدارد.
اگردرست تأمل كند خودش مي فهمد كه قصدش چيست، اگر معلوم شد كه وجه همت خدانيست، بايد سعي در اصلاح قصد خود كند و لا اقل ملتفت به قبح اين مسئلهگردد كه قصد حريم ملك الملوك را نموده ولي براي اين مسائل مادي و خيالي وبي فايده، در اينجاست كه بايد به نحو خجالت آغاز سفر كند، نه به نحو غرورو غفلت.

توبه
دوم:اين كه تهيه حضور ببيند از براي مجلس روحانيين، با بجا آوردن يك توبهحقيقي، يعني توبه اي كه تمام مقدمات در آن رعايت شود، از قبيل رد حقوق چهماليه مانند خمس و ردّ مظالم و كفارات، يا غير ماليه مانند غيبت و اذيت وهتك عرض و ساير جنايات بر غير كه لازم است به آن صورتي كه در كتب فقهي ياروايي آمده از صاحبانش حلاليت بخواهد.و اگر پدر و مادرش هستند آنان را ازخود راضي كند تا پاك و پاكيزه از منزل درآيد، بلكه تمام علايق خود را جمعآوري نموده، مشغله هاي قلبي خود را قطع نمايد تا به تمام قلب رو به خدايخود كند، هم چنين فرض كند كه ديگر بر نمي گردد.آري، قطع علاقه از غير حقمهم ترين برنامه اين سفر است و تا علائق غلط و هوس هاي شيطاني و نيت هايآلوده قطع نشود، روي به محبوب نشده ولذا روي محبوب هم به انسان نمي شود.
تماملذت در اين سفر از آن كساني است كه فكري جز حضرتيار و ذكري جز آن جناب وكلامي جز حول محور آن حضرت نداشته و با تمام وجود به پيشگاه باعظمت آنمعشوق واقعي عرضه مي دارند :
مرحبا ! مرحبا ! محبت دوست *** كز درون آمدي نه از ره پوست
دلم از جز تو خانه خالي كرد *** با تو سوداي لا ابالي كرد
تا غمت ساكن دل من شد *** از چراغ تو خانه روشن شد
ما گرفتار دام عشق توايم *** همه سرمست جام عشق توايم
اي كه حسن رخت دل افروزست *** شب ما با خيال تو روزست
حسنت از روضه جنان خوش تر *** يادت از هر چه در جهان خوش تر
هر كه در صورت تو حيران نيست *** صورتش هست ليكنش جان نيست
زائربايد وصيت تام و تمامي كند و به اطلاع اشخاص خير و دانا برساند كه كيفيتوصيت بايد چگونه باشد، در هر صورت كاري كند كه اگر برنگردد هيچ جزئي ازجزئيات كار او معوق نماند، بلكه در تمام عمر بايد چنين باشد، كه هيچ كس ازوقت مردن خود اطلاع ندارد.
ياد حق
سوم : اين كه اسباب مشغله قلبي دراين سفر براي خود فراهم نكند، كه او را در حركات و سكناتش ـ كه بايد فقطبه ياد محبوب واقعي باشد ـ بازدارد، از قبيل رفيق ناهماهنگ يا مال التجارهيا غير آن بلكه
اگر بتواند با كساني هم سفر و همراه شود كه بودن باآنان ياد حق را در قلب تقويت كند، يا اگر خداي ناخواسته دچار غفلت شد،آنان به داد او برسند.
انفاق
چهارم: تا ممكن است از مال خالص و حلال و طيب آن هم به مقدار زياد بردارد و دراين سفر از انفاق مضايقه ننمايد ; زيرا كه انفاق در راه حج، انفاق در راهخداست، از زيادي خرج در اين سفر ملكوتي نبايد دلگير بود كه در احاديثآمده، درهمي خرج در اين سفر مساوي با هفتاد درهم است، ازهد زهاد حضرتسجاد (عليه السلام) وقتي در راه اين سفر گام مي نهادند، انفاق فوق العادهداشتند.اگر در اين سفر چيزي از امور مالي از دست برود، بايد كمال ممنونيترا از حق داشت و خاطر شاد بود ; زيرا بر ميزبان است كه آن را در ديواناعلي ثبت كند، آن هم به اضعاف مضاعف، تا روزي به عنوان تلافي به شخصبازگردد.
نمي بيني اگر كسي تو را به ميهماني بطلبد و در اثناي راه صدمهاي به تو برسد، تا جايي كه بتواند جبران مي كند اگر چه لئيم باشد، پس چهگمان داري در حق اقدر قادرين و اكرم اكرمين ؟
حسن اخلاق
پنجم: اين كه بايد در اين سفر به طور جدي حسنات اخلاقي را به كار برده و درمقام تواضع و فروتني نسبت به رفيق و حمله دار و ساير مردم باشد و از لغو وناسزا و درشت گويي و ناملايم در حذر باشد، كه حسن خلق تنها در اين نيست كهاز آزار برادر مسلمان و مؤمن اجتناب نمايد، و بالاتر اين كه در برابر اذيتغير، خفض جناح كند و به ياد آن حديث پرقيمت قدسي باشد كه فرمود : رضاي خودرا در جفاي مخلوق پنهان كرده ام، هر كه در صدد رضاجويي من است بايد آزارغير را
متحمل شود.
اعمال حسنه
ششم: اين كه نه تنها قصد حج كند و بس، بلكه در اين سفر بايد چندين مرحله راقصد داشته باشد از قبيل زيارت قبور مطهره شهدا و اوليا و سعي در حوايجمؤمنان و تعليم و تعلّم احكام دينيه و ترويج مذهب اثناعشريه و تعظيم شعائراللّه و امر به معروف و نهي از منكر و غير ذلك.
تواضع
هفتم : اسبابتجمل و تكبر براي خود فراهم نياورد، بلكه شكسته دل و غبارآلود رو به حريمحضرت اللّه رود، چنان كه در باب احرام به آن اشاره شد.قيمت انسان در اينسفر به شكسته دلي و غبارآلودي اوست، در اين حريم فقط مهمان متواضع همراهبا دل خاشع راه دارد و بس، متكبر را
استعداد حضور در اين پيشگاه والا نيست.
عشق در راه طلب، راهبر مردان است *** وقت مستي و طرب بال و پر مردان است
سفر آن نيست كه از مصر به بغداد روي *** رفتن از جان سوي جانان سفر مردان است
ظفر آن نيست كه در معركه غالب گردي *** از خويش گذشتن ظفر مردان است
هنر آن نيست كه در كسب فضائل كوشي *** به پر عشق پريدن هنر مردان است
همه دل هاست فسرده همه جان ها مرده *** گرم و افروخته آه سحر مردان است
چشمه كوثر و سرسبزي بستان بهشت *** خبري از اثر چشم تر مردان است
هشتم : از خانه حركت نكند، مگر اين كه نفس خويش و هر چه با خود برداشته و جميع رفقاي خود و اهل خانه و هر چه تعلق به او دارد را امانتاً به خالق خود ـ جل شأنه ـ در كمال اطمينان بسپارد و با دلي آرام از خانه خارج شود كه حضرت او نعم الحفيظ و نعم الوكيل و نعم المولي و نعم النصير است.
توكل بر خدا
نهم : اعتمادش به كيسه و قوه و قدرت خود نباشد، بلكه در همه حال بايد اعتمادش به صاحب بيت باشد، مقدمات اين سفر بيش از اين است كه به رقم رفت، ولي در خانه اگر كس است يك حرف بس است.
بايد تأمل كند و بداند كه اين سفر جسماني الي اللّه است و يك سفر ديگري هم روحاني الي اللّه بايد داشته باشد و آن اين كه از اين بي خيالي و غفلت و جهل به اين حقيقت سفر كند كه براي خوردن و آشاميدن به دنيا نيامده، بلكه خلقت او براي معرفت و تكميل نفس است كه اين سفر عجيب سفري است و اين سير عجايب سيري است.
زاد و راحله حج
و بداند همان طور كه در سفر ظاهري حج، زاد و راحله و همسفر و امير حاج و دليل و خادم و غيره لازم دارد ـ كه اگر هر كدام نباشد كار لنگ است و به منزل نخواهد رسيد بلكه به هلاكت خواهد افتاد ـ در آن سفر هم بعينه به اين ها محتاج است، ورنه قدم از قدم نمي تواند برداشت و اگر بدون اين ها سير كند، قطعاً رو به تركستان است نه كعبه حقيقي.اما راحله او در اين سفر بدن اوست، بايد به نحو اعتدال از خدمت آن مضايقه نكند و نه چنان او را سير كند كه از جلوگيري طغيانش عاجز شود و نه چنان به او گرسنگي دهد كه ضعف بر او غالب شود و از كار عبادت باز ماند.خَيْرُ الأمُورِ أوْسَطُها. بهترين كارها، طريق اعتدال به دور از افراط و تفريط است.افراط و تفريط در اين زمينه و در تمام زمينه ها اعم از مادي و معنوي در شرع مقدس مذموم است.اما زاد و اعمال خارجيه او عبارت از فعل واجبات و ترك محرمات و مكروهات واتيان به مستحبات است كه از اين مجموعه تعبير به تقوا و پرهيز للّه مي شود و آخرين درجه تقوا پرهيز از ماسوي اللّه است و حاصل كلام اين كه هر يك از ترك محرمات و انجام واجبات به منزله زادي است كه هر يك را در منازل اخرويه احتياج افتد كه اگر همراه نداشته باشي مبتلا خواهي شد و پناه به خداوند از اين بلاي عظيم.
همسفران در حج
و اما همسفران در اين مسير، مؤمنان هستند كه به همت يكديگر و اتحاد قلوب اين منازل بعيده طي خواهد شد و به همين حقيقت اشاره در قرآن دارد Sad تَعَاوَنُوا عَلَي الْبِرِّ وَالتَّقْوَي ).و يكديگر را بر انجام كارهاي خير و پرهيزكاري ياري نماييد.استاد ما رضوان اللّه عليه مي فرمود : خيلي كارها از اتحاد قلوب ساخته گردد كه از متفرد بر نمي آيد، نسبت به اين مطلب اهتمام تام داشته باش كه همه مفاسد زير سر اختلاف قلوب است كه شرح آن طولاني است. برخی به طور ناگهانی یا با خرید و فروش فیش حج مشرف شده اند که انان نیز باید همچون دیگر حاجیان به این موارد توجه کنند.
امير حاج
اما امير حاج در اين سفر ائمه طاهرين (عليهم السلام) هستند كه بايد سايه بلندپايه آن بزرگواران بر سر تو باشد و متمسك به حبل المتين ولاي آنان باشي و كمال التجاء به آن خانواده عصمت و طهارت داشته باشي، تا بتواني چند قدمي برداري و الا شياطين جن و انس در قدم اول تو را خواهند ربود، چنان كه عرب گرسنه باديه نشين مسافر را غارت مي كند.
دليل راه
اگر چه ائمه طاهرين (عليهم السلام) ادلاء علي اللّه هستند ولي ما از آن پستي تربيت و منزلت كه داريم، نمي توانيم از آن بزرگواران اخذ فيوضات بلا واسطه كنيم، در اين مسير محتاج به علماي آخرت و اهل تقوا هستيم، تا به يمن قدوم ايشان و به تعليم آن ها درك فيوضات بنماييم كه بدون آنان درك فيض در كمال عسرت و تعذر است و بدون شك بدون علماي رباني از پيش خود كاري ساخته نيست.
زائر در ميقات
باري، چون زائر به ميقات برسد، لباس خود را در ظاهر درآورد و ثوب احرام بپوشد و در باطن قصدش اين باشد كه لباس معصيت و كفر و ريا و نفاق را از خويش به در آورده و لباس طاعت و بندگي پوشد و ملتفت باشد كه هم چنان كه در دنيا خودش را به غير لباس خود و عادت خود، غبارآلوده و سر برهنه و پا برهنه ملاقات مي كند، هم چنين بعد از مردن، عمّال خداي خود را به كمال ذل و انكسار و عريان ملاقات خواهد كرد.
تنظيف روح در حج
و در حال تنظيف بايد قصدش تنظيف روح باشد از آلودگي معاصي و به وقت احرام هم عقد توبه صحيح ببندد، يعني حرام كند بر خود، به عزم و اراده صادقانه كل چيزهايي را كه خداوند عالم حرام نموده بر او كه ديگر بعد از مراجعت از مكه معظمه پيرامون معاصي نگردد و در حين لبيك گفتن بايد ملتفت باشد كه اين اجابت دعوتي است كه به او متوجه شده و در لبيك در نيتش باشد كه :
اولاً : قبول كردم كل طاعتي كه از براي خداوند متعال است.
ثانياً : مردد باشد كه اين عمل ناقابل از او قبول خواهد شد يا نه، در آنجا قضيه حضرت سجاد (عليه السلام) را به نظر بياورد كه در احرام نمي توانست لبيك بگويد و غش مي كرد و از راحله خود باز مي ماند، سؤال مي شد اين چه حال است ؟پاسخ مي داد مي ترسم خداي من بفرمايد : لا لبيك !
و هم از اين منظره به نظر بياورد كيفيت يوم حشر را كه تمام مردم به اين شكل از قبر بيرون مي آيند، عريان و سر برهنه و ازدحام آورنده، بعضي در زمره مقبولان و عده اي در گروه مردودان، بعضي متنعم و بعضي معذب و بعضي متحير در امر، بعد از اين كه جميعاً در ورطه اولي متردد بودند.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان