امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کارآفرینی از منظر نوابغ علم اقتصاد
#1
من همیشه دوست داشتم بزرگان رشته تحصیلی خودم را بشناسم. همواره دنبال زندگی نامه هاشون میروم و از مطالعه سرگذشت ها و فراز و نشیب های زندگانی آنان لذت میبرم. به نظر من اقتصاد دانان نبض تپنده جامعه را خلق میکنند. دانشمندان اقتصادی دائم درصدد پیدا کردن راهی جدی و کم هزینه با کارائی بالاتر برای حل مشکلات جامعه خود هستند. اینکه دیده میشود مکاتب اقتصادی دنیا در رقابت و گاهی اوقات در تضاد با هم هستند نشانگر همین مسئله است. تمام تلاش آنان این است با ایجاد چالش در نظریات مکاتب مختلفف دانشمندان هر مکتب را به ارائه مطالب به روز تحریک کنند. البته شاید بگویید که این نگاه بسیار خوش بینانه است. ممکن است در پاره ای اوقات اینچنین باشد. ممکن است که دعواهای مکاتب جنبه خودنمایی و نمایش داشته باشد و برای مطرح کردن مکتب خود حاضر به انجام هر کاری شوند. اما این فقط درصد اندکی از فعالیت دانشمندان اقتصادی است. اینکه نظریه پردازان اقتصادی روی حرف های  خود تعصب خاصی دارند همیشه بد نیست. خیلی از تعاریف عملی و سیستم های اقتصادی موفق دنیا در اثر همین پافشاری های پی در پی دانشمندان و فعالان مکاتب اقتصادی جامه عمل پوشیده است. مفهوم کارآفرینی –به عنوان یکی از تعاریف عملی و سیستم های اقتصادی موفق درجهان- به عنوان پدیده­ای نوین در اقتصاد، نقش موثری را در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها ایفا می­کند. امروزه کارآفرینی در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار، دارای نقش کلیدی است؛ زیرا در یک اقتصاد پویا، ایده­ها، محصولات و خدمات همواره در حال تغییر می باشند و در این میان کارآفرین است که الگویی برای مقابله و سازگاری با شرایط جدید را به ارمغان می­آورد. بنابراین در یک گستره وسیع و در یک تعامل چند سویه، کارآفرینی نقش تعیین کننده­ای را در زندگی نوین بشر ایفا می­کند. آشنایی با مفاهیم و تعاریف و ابعاد مختلف آن به همراه شناخت موانع و راهکارهای مرتفع کردن آن­ها می­تواند در نهادینه شدن کارآفرینی و فرهنگ آن در هر جامعه­ای راهگشا باشد.بله... همین طور که مشاهده میکنید در این مقاله سعی در شناسایی عمیق مفاهیم کارآفرینی دارم. علت انتخاب این موضوع هم این است که در یکی از این جستجو ها جهت آشنایی بیشتر با سرگذشت مکاتب اقتصادی، به وبلاگ آقای مهندس وحید سعدی برخورد کردم .ایشان دانشجوی دکتری کارآفرینی دانشگاه تهران هستند و در وبلاگ خود مطالب جالبی در ارتباط با مفهوم کارآفرینی  دارند. پاراگراف بالا هم قسمتی از همین نوشته های ایشان است. یکی از این مطالب زیبا، در ارتباط با سیر کارآفرینی در مکاتب اقتصادی است که از شما دعوت میکنم  حتما در بخش اول و بخش دوم این مقاله آن را دنبال کنید :*در اوایل قرن هجدهم "برنارد دو بلیدور"  اقتصاد دان فرانسوی تعریف فراگیرتری را ارائه نمود که عبارت بود از خریداری نیروی کار و مواد اولیه به بهایی نامعین و به فروش رساندن محصولات به بهایی طبق قرارداد.*"ریچارد کانتیلون" در حدود سال 1730 بین زمین داران، دستمزد بگیران و کارآفرینان، تمایز قائل شد. او به سه عنصر اصلی در خصوص فعالیت کارآفرینان اشاره نمود، اول آنکه آنها در یک محیط همراه با عدم قطعیت فعالیت می کنند، دوم آنکه آنها در صورت نداشتن توانایی زیاد برای فعالیت اقتصادی، با فساد و تباهی خاصی مواجه می شوند و سوم اینکه آنها سرمایه اولیه را خودشان فراهم می آورند . وی در تعریف کارآفرین می آورد: "فردی است که ابزار تولید را به منظور ادغام آنها برای تولید محصولاتی قابل عرضه به بازار، ارائه می کند". کارآفرین در هنگام خرید از قیمت نهایی محصولات، اطلاع ندارد، از این رو "کانتیلون " عناصر "هدایتگری" و "حدس وگمان " را در تعریف کاربردی خود وارد می نماید. وی در اثر خود تحت عنوان (مقاله ای در باب ماهیت عمومی تجارت) در سال 1755 کارآفرین را به مثابه ی واژه ای فنی مورد توجه قرار می دهد. از دیدگاه وی جوهره کارکرد کارآفرین همانا تحمل عدم قطعیت می باشد؛ او هر کس را که با بهایی نامعین دست به خرید و فروش بزند،کارآفرین می داند.*"آدام اسمیت"  1775 با آنکه تأثیر "کانتیلون" بر تفکر وی آشکار است، نقش کارآفرین را در صحنه فعالیت فراگیر اقتصادی بسیار جزیی می دانست. وی معتقد بود که کارآفرین سرمایه فراهم می نما ید، اما مرکز نقش پیشرو و هدایتگرانه ندارد. وی نیز همچون د یگر اقتصاددانان کلاسیک، با کارآفرین همچون یک انسان برخورد نمی کرد، بلکه به آن موجودیتی غیرانسانی می بخشید*اقتصاددانان اواخر سده هجدهم از قبیل"فرانسوا کنه"  و "نیکلاس بودو" زمین را یگانه سرچشمه ی  ثروت می دانستند،و کشاورزان را کارآفرین می خواندند. از آنجا که در اندیشه ی فیزیوکراتها، تنها زمین سرچشمه ی تولیدات تلقی می شد، کارآفرین نیز از جایگاه خاصی برخوردار بود. "بودو" در حوزه کشاورزی تمامی ویژگی های اساسی را در خصوص کارآفرینان معتبر می دانست و متعاقباًدر اثر خود تحت عنوان "پیش درآمدی بر فلسفه ی اقتصادی"به تعریف نقش کارآفرینان پرداخت. در همین ایام "تورگوت" در اثر خود با عنوان "تفکراتی پیرامون تشکیل و توزیع ثروت"  در بخش تولیدی از کارآفرین به عنوان کسی یاد کرد که سرمایه خود را در معرض مخاطره قرار می دهد.*"جان با تیست سی"  اشراف زاده و صنعتگر فرانسوی در سال (1803) در اثر خود تحت عنوان "پرسش و پاسخ در اقتصاد سیاسی"  درباره کار آفرین می نویسد: "کارآفرین عاملی است که تمامی ابزار تولید را ترکیب می کند و مسئولیت ارزش تولیدات، بازیافت کل سرمایه ای را که بکار می گیرد، ارزش دستمزد ها، بهره و اجاره ای که می پردازد و همچنین سود حامل را بر عهده می گیرد". کار آفرین مورد نظر وی عموماً و نه لزوماً سرمایه را بطور فردی فراهم می کند و یا قرض می گیرد. وی برای کامیاب شدن باید از واسطه گری ، پشتکار، و دانش پیرامون جهان وکسب وکار برخوردار بوده و باید از هنر مدیریت نیز بهره مند باشد. از دیدگاه "سی" کارآفرین سازمان دهنده بنگاه اقتصادی می باشد و در عملکرد تولید و توزیع آن نقش محوری دارد. در واقع وی تنها بر اهمیت کارآفرین در کسب و کار تأکید دارد و کارآفرین را در ارتباط با نوآوری یا ایجاد سرمایه مورد بحث قرار نمی دهد  البته "سی" در تعریف کارآفرینی همچون دیگراقتصاددانان کلاسیک،کارآفرین را مانند سایر عوامل تولید می داند و هویتی غیرانسانی برای او قائل می شود. برخلاف فرانسویان که تعاریف نسبتاً منسجم وگسترده ای را از کارآفرینان ارایه می نمودند، انگلیسی ها سه اصطلاح متفاوت را در خصوص کارآفرین به کار می گرفتند که عبارت بودند از: "ماجراجو" ،"متعهد" و "کارفرما". بازرگانان مخاطره جو در سده ی  شانزدهم همان کسانی بودند که فرانسویان ایشان را کارآفرین می دانستند. در سده ی هفدهم فرانسویان لفظ کارآفرین را در مورد پیمانکاران دولت نیز بکار می بردندکه در زبان انگلیسی به ایشان "متعهد" می گفتند و تقریباً در اواخر این سدۀ اصطلاح "کارفرما" و "صاحب طرح" نیز مورد استفاده قرار می گرفت. این واژه در سال 1848توسط" استیوارت میل" به "کارآفرین " (Entrepreneur) در زبان انگلیسی ترجمه شد. اوکارکرد و عمل کار آفرین را شامل هدایت، نظارت،کنترل و مخاطره پذیری می دانست و عامل متمایز کننده ی مدیر و کارآفرین را مخاطره پذیری معرفی می کرد. دراواخردهه ی  1870 "افرانسیس واکر"  وجه تمایز سرمایه دار و کارآفرین را مورد تأکید قرار داد و کارآفرینان را مهندسان پیشرفت صنعتی و عوامل اصلی تولید خواند.
منبع: مشاوره کسب و کار

 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان