بزرگترین انجمن دانشجویی ایران، انجمن مخ ها

دانلود جزوه رایگان، نمونه سوالات رایگان، گزارش کارهای مقاومت مصالح,گزارش آزمایشگاه,فیزیک 1,فیزیک 2,سیالات,هیدرولیک,مقاومت مصالح,ترمودینامیک,آزمایشگاه بتن,نمونه سوالات کنکور ارشد,کارنامه کنکور ارشد



 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

آموزش سایر سوالات ازدواج و جواب های حاج آقا حسین دهنوی شبکه سه سیما

نویسنده پیام
 
ناظم - مدیر قسمت تحصیلات عالی
******
انجمن مخ ها
مدیر ارشد / ناظم

وضعيت : غایب
موضوعات : 487
ارسال‌ها: 2,113
تاریخ عضویت: Mar 2012
اعتبار: 525

دلنوشته من بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

حالت من

سپاس ها 3691
سپاس شده 2059 بار در 527 ارسال
جوایز :

ارسال: #1
سایر سوالات ازدواج و جواب های حاج آقا حسین دهنوی شبکه سه سیما
دختری 23 ساله هستم و چهار سال با پسری در ارتباط بودم. همدیگر را خیلی دوست داشتیم خانواده اش هم از ارتباط ما خبر داشتند ولی خانواده ی من خبر نداشتند. آنها خواستگاری آمدند ولی خانواده ام اجازه ی خواستگاری ندادند و من مجبور شدم که ارتباط را قطع کنم ولی هنوز دلم پیش اوست. می ترسم اگر ازدواج کنم، نتوانم او را فراموش کنم و مرتکب گناه بشوم، راهنمایی بفرمایید.
پاسخ - پسرها و دخترها نباید به راحتی بپذیرند که با کسی ارتباط دوستی برقرار کنند. به غیر از مسائل شرعی، این ارتباطات دردسرهایی برای انسان تولید می کند که زندگی را دچار مشکل می کند(چه انسان به مسائل دینی اعتقاد داشته باشد چه نداشته باشد). کاش این قدر راحت ارتباط برقرار نمی کردیم. بدانید که خیلی از این ارتباطات به ازدواج منتهی نمی شود. گاهی پسرهایی سه تا چهار سال منتظر دختر بوده اند ولی بعد خانواده ی دختر پسر را قبول نکردند.
خانمی نوشته اند که پسرهای زیادی به من پیشنهاد دوستی می کنند ولی من بخاطر خدا رد می کنم ولی بعضی مواقع فکر می کنم که با رد کردن این پیشنهادها فرصت ازدواجم را از دست داده ام. این مسئله ی دغدغه ی جامعه ای است که در آن بخاطر توسعه یافتگی فرهنگ شهرنشینی و بخاطر انتخاب شوندگی دختر، دغدغه ی انتخاب شوندگی دخترها بشدت بالا می رود و در این جامعه وقتی دختر می بیند بعضی ها با پذیرش دوستی آنرا به ازدواج منتهی کرده اند و الان دارند زندگی می کنند به این نتیجه می رسد که شاید من هم بتوانم یکی از این پیشنهادهای دوستی را بپذیرم که نتیجه اش ازدواج بشود. در جامعه ی ما این طور نیست که وقتی دختر و پسر همدیگر را بخواهند کار تمام است ،باید خانواده ها هم بخواهند. گاهی مشکل خود دختر و پسر هستند یعنی ارتباط شروع می شود بعد به این می رسند که به درد همدیگر نمی خورند و عشق اولیه بخاطر ظاهر بوده است. در خیلی وقت ها هم که این ارتباطات به ازدواج منتهی شده است آنها در زندگی دچار شک و تردید شده اند. که نکند هنوز هم این ارتباطات با فرد دیگری وجود داشته باشد. البته ما انکار نمی کنیم که ارتباطاتی به این شیوه بوده است ولی الان مشکلی در زندگی آنها وجود ندارد ولی تعداد آنها آنقدر زیاد نیست که ما یک کار نادرست را به قاعده تبدیل کنیم. مثل اینکه فردی با سرعت دویست در اتوبان رفته است و تصادف هم نکرده است .ممکن است که تعدادی از این ماشین ها وجود داشته باشند ولی ما نمی توانیم بگوییم که ماشین ها می توانند با سرعت دویست بروند ولی اتفاقی هم پیش نمی آید.
بدانید که بیشتر مشاوره ها نشان داده است که این ارتباطات به ازدواج منتهی نشده است.  اگر پسری به شما پیشنهاد دوستی داد آنرا قبول نکنید ولی اگر پیشنهاد ازدواج داد باید این پسر را به خانواده تان ارجاء بدهید تا از طریق رسمی برای خواستگاری اقدام کند.    


 مشاورها می گویند که بدون شناخت ازدواج نکنید و برنامه ی شما هم می گوید که دوستی قبل از ازدواج خوب نیست .ما به کدامیک از حرفهای شما عمل کنیم ؟
پاسخ – باوری وجود دارد که ما باید به شناخت برسیم تا ازدواج کنیم و اگر شناخت وجود نداشته باشد نمیتوان انتخاب درستی کرد. بخاطر شناخت، جوانان دنبال راهی می گردند و یکی از دسترس ترین راهها، ارتباط های قبل از ازدواج و دوستی است .در مورد این ارتباطات باید واقعی فکر کرد یعنی ما در مورد دختر و پسری که در مقطع جوانی هستند صحبت می کنیم، جوان در این مقطع گرایش شدیدی به جنس مخالف دارد و در ضمن فشار غریزی هم دارد. این دو جوان می خواهند به قصد شناخت برای ازدواج ارتباط برقرار کنند . اولین اتفاقی که قبل از شناخت می افتد، تولید احساس است. در بعضی افراد بعد از بیست روز احساس تولید می شود و در بعضی بعد از چند ساعت این احساس تولید می شود و در بعضی در همان نگاه اول احساس تولید می شود. پس قبل از شناخت احساسات شدیدی بین دختر و پسر ایجاد می شود. و این باعث می شود که شناخت تحت تاثیر احساسات قرار بگیرد .یعنی علاقه و وابستگی اجازه نمی دهد که عیب های طرف دیده شود. وقتی انسان محبت افراطی نسبت به فردی پیدا کرد باعث می شود که چشمش کور شود یعنی چیزهایی را می بیند ولی دلش می خواهد که آنرا نبیند یا به آن توجه نکند. دختر خانمی قبل از وابستگی به پسری می گوید که من با کسی ازدواج می کنم که اهل دود و سیگار نباشد و من از دود بدم می آید .بعد با پسری ارتباط می گیرد که اهل دود است و وقتی به او می گویند که شما گفته بودی از این کار بدت می آید، می گوید: یکی دو بار سیگار یا قلیان کشیدن اشکالی ندارد زیرا جوان است. وقتی به او می گویی که او با رفقایش اهل سیگار و دود شدید است ، می گوید: میانگین ویژگی های این پسر مثبت است .وقتی به دختر می گوییم که شما با پدرت که سیگار می کشید خیلی مشکل داشتی ولی باز دختر کارش را توجیه می کند. چرا این دختر نسبت به عیب به این بزرگی که برایش خیلی مهم است بی تفاوت است؟ محبت شدیدی که بین دختر و پسر ایجاد شده است به دختر اجازه نمی دهد که جز به پسر، به چیز دیگری فکر کند. مثلا به پسری می گویند که تو روی عفاف همسر آینده ات حساس بودی ؟ پسر می گوید که اینها سنت است و درست نیست و آداب معاشرت اقتضا می کند که با دیگران ارتباط برقرار کند، من تغییر کرده ام. آیا او تغییر کرده است ؟ بله ولی معیارهایش عوض نشده است .اگر او بخواهد با معیار قبلی اش انتخاب کند این دختر از محدوده ی انتخاب او خارج می شود. بنابراین معیارهایش را عوض می کند. او خوبی های طرف را آنقدر بزرگ می کند که گویی هیچ کس جز لیاقت ازدواج با او را ندارد. بعد از ازدواج این احساسی که خوبی ها را بزرگ می کرد و بدی ها را کوچک می کرد از بین می رود. بعد از ازدواج همدیگررا ورانداز می کند و چراها شروع می شود که چرا او دوستانش را به خانه می آورد و بساط قلیان را پهن می کند؟ بعد مادرش به خانه او می آید و می گوید که چرا در خانه بوی دود می آید؟ و تازه شروع به بازبینی فردی می کند که با او ازدواج کرده است .بعضی ها می گویند که اگر من با فلانی ازدواج نکنم تا آخر عمر ازدواج نخواهم کرد یا ... بحث این است که وقتی احساس فروکش می کند، شناخت شروع می شود و می فهمند که به یکدیگر نمی خورند و از همدیگر سرد می شوند. 
بعضی ها می گویند که این احساس باعث نمی شود که ما شناخت پیدا نکنیم ،آیا شناخت کافی است یا بنا است که ما با این شناخت کاری انجام بدهیم ؟ما با این شناخت می خواهیم در مورد همسر آینده مان تصمیم گیری کنیم. آیا شناخت همراه با احساسات ضمانت اجرایی دارد ؟ دختر و پسرهایی هستند که می گویند که ما همدیگر را کاملا می شناسیم و می دانیم که نمی توانیم با هم زندگی بکنیم ولی چون وابستگی شدید شده است نمی توانیم به کس دیگری فکر کند. و اگر این کار را بکنیم احساس می کنیم که به همسر آینده مان خیانت کرده ایم و حاضریم که ازدواج کنیم ولی به وابستگی مان جواب رد ندهیم. واقعا نه گفتن به وابستگی و عشق خیلی سخت است .
ما نباید فکر کنیم که مرگ برای همسایه است. اکثر کسانی که در این جاده قدم بر می داشته اند دچار مشکل شده اند و ما هم باید این احتمال را برای خودمان در نظر بگیریم .خیلی ها گفته اند که احساس روی شناخت ما اثر نمی گذارد ولی در آخر نتوانسته اند که تصمیم درستی بگیرند .گاهی فرد به خاطر شناختی که پیدا کرده است وابستگی عاطفی کمی دارد ولی می گوید که من دوسال است که با این دختراست و او خیلی از خواستگارانش را رد کرده است و الان نمی توانم به او بگویم که به درد همدیگر نمی خوریم زیرا عذاب وجدان می گیرم. راه شناخت عبارت است از :گفتگو در جلسه خواستگاری رسمی با قواعد خاص ،تحقیق و مشاوره .
عده ای می گویند که ما عاقلانه ازدواج کرده ایم ولی نسبت به همسرمان احساسی نداریم . پس نقش احساس در ازدواج چیست ؟بعضی معتقد هستند که ملاک اصلی برای انتخاب همسر احساس و به دل نشستن است ،می گویند که در نگاه اول اگر در دلت افتاد این کافی است . بعضی ها معتقد هستند که باید احساس را کنار گذاشت و به معیارهای فرد توجه کرد حتی اگر از طرف بدتان بیاید .درخواستگاری های رسمی نباید عشق شدید بوجود بیاید. من معتقد هستم که بعد از صحبت در خواستگاری و مشخص شدن معیارها، باید حسی هم نسبت به طرف مقابل وجود داشته باشد. اگر کسی نسبت به فردی هیچ احساسی نداشته باشد یا از طرف بدش بیاید، این ازدواج اشتباه است.ممکن است که بعد از ازدواج احساس بوجود بیاید در صورتی که حس خاصی به طرف نداشته باشد .البته ممکن است که محبت ایجاد نشود. محبتی و احساسی که بعد از شناخت واقعی بوجود می آید ، احساس واقعی است. احساساتی که در یک نگاه رخ می دهد حتی در خواستگاری های رسمی،بد نیستند ولی قابل اعتماد نیستند. زندگی نمی تواند بر اساس این احساسات باشد .این احساس باید به یک احساس عاقلانه تبدیل بشود. احساس عاقلانه احساسی است که بعد از شناخت و همسو بودن معیارها بوجود می آید و این یک احساس پخته ای است و این احساس پخته، خام نمی شود. در آینده این زوج می توانند با این احساس زندگی خوبی داشته باشند.در قرآن داریم که خدا بین شما مودت و رحمت قرار می دهد ولی ما نباید به هر احساسی اطمینان کنیم . 


با اینکه من قبل از ازدواج می دانستم که همسرم با آقایانی ارتباط داشته ولی بخاطر عشق کر وکور کننده با ایشان ازدواج کردم. الان بعد از دوسال با اینکه همسرم توبه کرده است ولی من نمی توانم با او کنار بیایم و بشدت نسبت به او بدبین هستم . راهنمایی بفرمایید. .
پاسخ – وقتی ما مجردها را از بعضی ازدواج ها نهی می کنیم بخاطر همین آفت ها و آسیب هاست . و می خواهیم که این مشکلات پیش نیاید. شما الان زندگی تشکیل داده اید و باید مواظب باشید که بنیان خانواده تان تخریب نشود. همسر شما اشتباهاتی داشته اند و توبه کرده اند و شما آثار توبه را در ایشان دیده اید و مورد اشتباهی ندیده اید، شما باید خانمتان را عفو کنید حتی امامان و خدا هم این توصیه را کرده اند. انسان ممکن الخطا است و دوست دارد که خدا او را ببخشد پس شما هم ببخشید . حضرت علی (ع) می فرماید : از اخلاق کریمان بخشش است. روایت داریم: کسی که می بخشد و اصلاح می کند، پاداش او با خداست . البته این کار خیلی سخت است زیرا ایشان مرد است و  ویژگی ناموس پرستی دارد . بالاترین کارها سخت ترین آنهاست و بخاطرهمین ،خدا در رحمتش را باز می کند . شیطان می خواهد بنیان خانواده ی شما را تخریب کند . در مقابل این وسوسه ها از ذکر استفاده کنید. (استغفار و استعاذه)اگر شما جلوی این کار خودتان را نگیرید به بیماری اختلال هذیانی دچار می شوید. یعنی سوء ظن بیمار گونه پیدا می کنید. پس اول ببخشید و با راه کارها دست از سوء ظن بردارید .
اگر خانم اول به آقا این موضوع را نگفته است و بعد آقا متوجه بشود ، در اینجا داستان عفو و بخشش مطرح است زیرا حقی ضایع شده است ولی در اینجا خانم خودش گفته و آقا با آن کنار آمده است و حتی حقی ضایع نشده است . خانم هم باید تلاش کند که زمینه های بدبینی آقا را کم کند .

با پسری مذهبی ارتباط قبل از ازدواج تلفنی دارم و تابحال هم همدیگر را ندیده ایم . مدتهاست که این رابطه ادامه دارد و شرایط او برای ازدواج فراهم نیست . آیا ارتباط ما اشکال شرعی دارد ؟
پاسخ – اگر ضوابط دین و شرع را رعایت کردند و می کنند ، این ارتباطات اشکالی ندارد ولی بشرط اینکه آن ضابطه ها رعایت بشود . مثلا وقتی این خانم با آقا صحبت می کنند قصدشان ریبه نباشد یعنی به قصد لذت نباشد . دیگر اینکه مهرورزی نکنند و عاطفه خرج همدیگر نکنند . دیگر اینکه شما خانم محترم تلطیف در کلام نداشته باشید یعنی کشدار حرف نزنید . قرآن می فرماید : درارتباط با نامحرم خضوع در قول نداشته باشید . یعنی با عشوه و کرشمه و طنازی حرف نزنید . دیگر اینکه اگر در ارتباط تلفنی با این آقا می خندید نباید قهقهه ی تحریک آمیز داشته باشید . دیگر اینکه خوف افتنان نباشد یعنی در آن ارتباط فتنه و آشوب نباشد . اگر تا الان این شرایط رعایت شده و از این به بعد می خواهد رعایت بشود ، دین اجازه ی می دهد و این رابطه اشکال ندارد. زیرا گناهی در آن نیست .حالا اگر تابحال این شرایط رعایت نشده ، شما مرتکب گناه شده اید و باید توبه کنید و به درگاه خدا برگردید و رابطه تان را هم قطع کنید . من در این چند سال که مشاوره انجام می دهم ، ندیده ام که خانم و آقای جوانی ارتباط برقرار کرده باشند و توانسته باشند که این ضوابط را رعایت بکنند . اینکار خیلی سخت است . زیرا دو تا جوان پر از عواطف و در اوج غرایز ج-ن-S-یهستند . البته من ندیده ام نه اینکه چنین افرادی وجود نداشته باشند . بقول بوعلی سینا ، نیافتن دلیل بر عدم نیست . اگر شما از افراد نادری هستید که در این مدت که ارتباط داشتید ضوابط دین را رعایت کرده اید ، مرتکب گناه نشده اید و نیاز به توبه هم ندارید و ادامه دادن این ارتباط هم اشکالی ندارد. البته از نظر شرعی آفت هایی دارد ولی گناه ندارد . این ارتباط خیلی سخت است . اگر نمی توانید ارتباط خودتان را قطع کنید . ممکن است آسیبهایی برای این دو جوان پیش بیاید . الان خانم و آقای نامحرمی اگر ضوابط را رعایت نکنند . مثلا در یک اتاق در بسته باشند فقیهان فرموده اند که ماندن آنها در اتاق دربسته حرام است و عده ای از فقیهان قید مفسده هم زده اند که خوف از گناه و مفسده باشد حرام است . حالا اصلا در اتاق باز است و خانم و آقای نامحرمی در آنجا هستند و عده ای هم در آنجا رفت و آمد می کنند ولی باز فرموده اند که نفر سوم در این اتاق شیطان است . بفرض الان خانم و آقای نامحرمی با هم حرف می زنند و ضوابط دین را رعایت می کنند ، اگر بیش از ضرورت هم حرف بزنند حرام نیست (زیرا حرام عقاب دارد ) ولی مکروه است . هر مکروهی جایز است . اگر ما می گوییم بهتر است که این روابط انجام نشود بخاطر   آفت هایی است که قبلا گفته ایم . بعضی ها ممکن است که دغدغه دین هم نداشته باشند ولی این روابط آفت هایی دارد و دین هم بخاطر همین آفت ها این روابط را گناه می داند و حرام کرده است . من موردی را ندیدم که اسلام حرام کرده باشد و ضرری نداشته باشد . نبایدهای دین برای پیشگیری از ضررهاست. اینکه می فرمایند : گوشت خوک و شراب حرام است ، این  بخاطر آفت های اینهاست. مثلا در مورد شراب باید گفت که کبد عضو دفع سم است و می تواند مقداری از سم را دفع کند درحالیکه خود شراب سم است ، لذا کبد نمی تواند آنرا دفع کند و معمولا این افراد کبدهای شان مشکل دارد بغیر از اینکه اثرات روحی و روانی دارد وعقل را زایل می کند ، انسان پرده های حرمت بین خود ، خدا و دیگران  می درد . اگر دین بایدهایی دارد که واجبات است برای ارتقاء انسان است و هر جا که نبایدها و حرمت هایی دارد برای پیشگیری از آفت ها و آسیب هایی است که برای خود فرد دارد . محدودیت های دین برای مصونیت است که جسم و روح ما انسانها سالم بماند. حالا بفرض طرف دغدغه ی دین هم ندارد و حرمت برایش مهم نیست باز دچار آسیب     می شود . حالا اگر این خانم و آقا در رابطه ی تلفنی شان ضوابط شرعی را رعایت نکرده باشند مثلا عاطفه خرج همدیگر کرده باشند که معمولا هم این اتفاق می افتد و این دو   دلبسته ی همدیگرمی شوند و بعد عاشق همدیگر می شوند . اگر این رابطه به ازدواج منتهی نشود یک جور مشکل دارد . هر دو احساس شکست عاطفی ، افسردگی های روحی       می کنند . اگر این رابطه به ازدواج ختم بشود ، باعث سوء ظن و بدبینی می شود و عاطفه کم می آورند و بعد نمی توانند همدیگر را دوست داشته باشند یا اینکه الان ضوابط دینی هم رعایت کرده اند و مرتکب حرام نشده اند ولی می گویند که آقا شرایط ازدواج را ندارد یعنی الان اینها چند سال است که با هم ارتباط تلفنی دارند و خانم منتظر است که بالاخره شرایط ازدواج برای این آقا مهیا بشود و با این خانم ازدواج کند . پس گذر زمان فرصتی را از خانم می گیرد. قطعا ایشان به خواستگاران شان جواب رد می دهند چون امید به ازدواج با این آقا را دارند پس این هم ضرر است . البته این جور رابطه ها در این حد نمی ماند و قدم به قدم جلوتر می آیند . احمد شوقی شاعر عرب می گوید : این رابطه ها با نگاهی آغاز     می شود بعد لبخندی و بعد سلام و بعد ارتباط بعد وعده ی دیداری و بعد ملاقاتی و در این ملاقات ما خطرات زیادی دیده ایم وبه همین جهت است که اسلام این ارتباطات پنهانی را  اجازه نمی دهد. امروزه علم ثابت کرده که وقتی دوتا جوان غیرهمجنس کنار هم قرار      می گیرند ، فعل و انفعلات هورمونی شکل می گیرد و ترشح بعضی از هورمونها زیاد    می شود از جمله ترشح هورمون نورآدرنالین زیاد می شود و کارکرد مغز کم می شود و اینها دچار یک حالت خلصه ای می شوند یعنی یک حالت بین خواب و بیداری و گیجی که نمی دانند دارند چکار می کنند . ما این موارد را فراوان داشته ایم که قصد شان گناه و لطمه نبوده است ولی لطمه خورده اند و گوهر عفت دختر خانم لطمه خورده است . مراقب باشید . این محدودیتها برای مصونیت است و برای اینکه روح و جسم ما سالم بماند . اگر     رابطه ای به قصد ازدواج دارید شرایط را رعایت کنید که دچار این مشکلات نشوید . عرض من این است که خودتان را در این رابطه ها نیندازید. چون این رابطه ها به هر شکلی آفت هایی دارد حتی اگر شما ضوابط دین را رعایت کنید . پس برای اینکه          می خواهید ازدواج کنید خودتان را در این رابطه ها نیندازید و این جوری شروع نکنید . عقلانی و اصولی ازدواج کنید . یعنی کاملا تحت نظارت خانواده ها . در واقع برای ازدواج از مسیر ارتباطات نروید . حالا کسی به هر دلیلی در این رابطه ها افتاده است و می خواهد این مسیر را برود و قصد ازدواج هم هست ، حتما این شرایط را رعایت کنید زیرا هرکدام از این شرایط را رعایت نکنید بعدا دچار مشکل می شوید . پس عاطفه خرج همدیگر نکنید چون اگر دلبسته ی هم بشوید و بعد به ازدواج ختم نشود آسیب می بینید که بیشتر هم این اتفاق نمی افتد و معمولا هفت درصد این رابطه ها به ازدواج ختم می شود و اینها همه شکست است که البته از این هفت درصد ، شصت درصد آن به طلاق منتهی می شود . حالا اگر این مسیر را می روید تاکید ما این است که شرایط دین را رعایت کنید .

 در چه شرایطی خانم نباید با خواستگارانش درباره ی ارتباطات قبل از ازدواجش صحبتی بکند ؟
اگر دیگرانی از این ارتباط آگاه هستند و احتمال گزارش دادن هست یا ممکن است که خود طرف آشکار بکند ، در اینصورت باید بگویند . حالا کسی آگاه نیست که گزارشی بدهد و امکان آشکارشدن از طرف خود شخص نیست مثلا طرف مرده یا به خارج از کشور رفته یا خانم آدرس ، شهر و خانه شان را  عوض کرده اند و دیگر امکان لو رفتن نیست  یا اینکه خانم با توجه به شناختی که از او دارد ، می داند که گزارش نمی دهد و به خانواده ایشان ورود پیدا نمی کند و مهمتر از این ها این است که خانم توبه هم کرده باشند و به درگاه خدا برگشته باشند ، اینجا دیگر گفتن ندارد . من روی نکته آخر خیلی تاکید می کنم یعنی روی بحث توبه . در بحث تعالیم دین ما ، وقتی انسان توبه می کند دیگر گناهی ندارد ، پس حالا چون گناهی نیست اعتراف به گناه هم معنا ندارد . دیگر گناهی نیست ، به چه چیزی می خواهند اعتراف کنند . این باب توبه که در دین ما باز است واقعا باب قشنگی است .  خیلی پدیده ی زیبایی است که من گمان میکنم درهیچ دینی به این شکل نباشد . و این لطفی است که خداوند بزرگ در حق ما بنده هایش کرده است . حالا اگر ارتباطاتی داشته اند بویژه در این ماه مبارک رمضان و این شب های ویژه قدر ، غنیمت بشمارند  به طرف خدا برگردند و ارتباطشان ر ا قطع کنند و بعد ببینند که درهای رحمت الهی به رویشان باز میشود . چیزی که در بحث توبه خیلی مهم است و مطرح میشود این است که توبه زمان دارد یعنی اگر خداوند اراده اش بر این قرار گرفت که دیگر در این دنیا نباشیم و عمرمان به پایان رسید و قراینی بر مرگ ایجاد بشود ، آنجا دیگر جای توبه نیست . در قرآن داریم : کسانیکه اعمال ناشایست انجام میدهند و هنگامی که زمان مرگشان فرا می رسد  توبه می کنند توبه آنان مورد قبول قرار نمی گیرد . پس دراین شب عزیز ارتباط خود را قطع کنید . در اینجا انسان با اختیار توبه میکند و اختیار بر توبه دارد ولی هنگام مرگ این طور نیست و بخاطر همین توبه اش پذیرفته نیست .


http://ch3.ir/index.php?option=com_conte...2-08-07-40
 


فایل‌(های) پیوست شده
ازدواج.docx
دانلود
دفعات دانلود حجم فایل نوع فایل
2 147.21 KB .docx

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تودادم


باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

(آخرین ویرایش در این ارسال: 24-03-2015، 07:55 AM، توسط Dash @li.)
24-03-2015، 07:26 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ

کانال جک و سرگرمی تلگرام مخ شاد


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ازدواج مهمتر است یا جشن ازدواج ؟ افسانه پناهی 0 117 09-03-2014، 06:40 PM
آخرین ارسال: افسانه پناهی
  انگیزه رکن اصلی ازدواج وانگیزه های غلط ازدواج افسانه پناهی 4 202 28-01-2014، 12:40 AM
آخرین ارسال: افسانه پناهی
  با انواع ازدواج آشنا شوید،معرفی چند نوع ازدواج مختلف،مشکلات و راه حل آن ها افسانه پناهی 0 114 26-01-2014، 07:10 PM
آخرین ارسال: افسانه پناهی

پرش به انجمن:

Code Center

X بستن تبليغات