امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حماسه ی عاشورا در آئینه ی آمار و ارقام به قلم حجت الاسلام عبّاس جعفری فراهانی
#1
حماسه ی عاشورا در آئینه ی آمار و ارقام به قلم حجت الاسلام عبّاس جعفری فراهانی[تصویر:  6c11bb651aa87a91b941ceaa121bc089_M.jpg]  
مسئله آمار و ارقام در این نهضت جاویدان، حماسی و با شکوه، از مسائلی است که ابهامات و سؤالات فراوانی پیرامون آن مطرح است. گرچه در این موضوع مورّخان اسلامی آراء و دیدگاه های متفاوتی دارند و در بعضی یا بیشتر موارد به درستی نمی توان نظر قاطعی ابراز کرد!
حجت الاسلام عبّاس جعفری فراهانی(دانش آموخته حوزه علمیه قم)  در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داده است به بررسی حماسه ی عاشوراء در آئینه ی آمار و ارقام پرداخته، که تقدیم مخاطبان گرامی می گردد:

اشاره:
حضرت امام حسین بن علیّ(ع)، فرزند امام علیّ بن ابی طالب(ع) و زاده حضرت فاطمه زهراء(س) در سوّم(پنجم) ماه شعبان المعظّم سال چهارم هجری در مدینه منوّره دیده به جهان گشود. آن حضرت، شش سال و چند ماه از آغازین عمر شریف خود را در زمان جدّ بزرگوارش، خاتم و اشرف پیامبران الهی، حضرت محمّد بن عبد الله(صلّی الله علیه وآله) گذراند. مدت سی سال در کنار پدرش، پیشوای اول مسلمانان و شیعیان حضرت امام علیّ(ع) سپری کرد. ایشان به مدت ده سال به عنوان یار وفادار و پشتیبان قوی برادرش، حضرت امام حسن مجتبی(ع) گذراند. آغاز دوران امامت امام حسین(ع) با ادامه حکومت نامشروع و غاصبانه بنی امیّه(معاویۀ بن ابی سفیان و یزید بن معاویه) هم زمان بود. در این دوره، حضرت با پای بندی به مفاد صلح تحمیلی بر برادرشان، امام حسن(ع) شاهد ظلم و ستم امویان بودند تا اینکه مرگ معاویه فرا رسید. با درخواست یزید بن معاویه  مبنی بر بیعت، امام حسین(ع) به مخالفت برخاست و نهضت تاریخی و حماسی عاشورا آغاز شد. پس از پنج ماه نهضت آزادی خواهانه و بیدار گرایانه حسینی(ع) در روز دهم محرم سال شصت و یک هجری در سرزمین کربلا، با فداکاری بی نظیر خود و تعداد زیادی از یارانش به شهادت رسید. این واقعه بزرگ و عبرت آموز، یکی از وقایع مهم تاریخ اسلام و تشیّع می باشد که تا کنون از سوی نویسندگان، علماء و محقّقان اسلامی و غیر اسلامی، پیرامون اهداف، نتایج و دستاوردهای آن بحث های زیادی صورت گرفته و کتاب ها، مقالات و سخن رانی های فراوان و  متعددی انجام، ایراد و چاپ و منتشر شده است.(1)
مسئله آمار و ارقام در این نهضت جاویدان، حماسی و با شکوه، از مسائلی است که ابهامات و سؤالات فراوانی پیرامون آن مطرح است. گرچه در این موضوع مورّخان اسلامی آراء و دیدگاه های متفاوتی دارند و در بعضی یا بیشتر موارد به درستی نمی توان نظر قاطعی ابراز کرد! اما در این تحقیق و مقاله ی کوتاه، سعی شده است تا حد توان، اقوال مورّخان جمع آوری، بررسی و گوشه هایی از این تاریخ پر شکوه و سرنوشت ساز روشن شود.

1- تعداد یاران حضرت امام حسین(ع) هنگام خروج از مدینه
مرحوم شیخ مفید(م 413 هـ) می نویسد: « فخرج الحسین(ع) فی لیلۀ الاحد لیومین بقیا من رجب سنۀ ستیّن متوجّهاً نحو مکۀ و معه بنوه و بنو اخیه و اخوته وجُلّ اهل بیته الاّ محمّد بن الحنفیۀ...»(2) .یعنی؛ حضرت سیّد الشهداء علیه السلام در شب یک شنبه(دو روز مانده از ماه رجب) در حالی که همراه ایشان فرزندان خودش، فرزندان برادرش، برادرانش و تمامی اهل بیتش(غیر از محمد بن حنفیه)، به سوی مکّه حرکت کرد.
خوارزمی(م 568 هـ) می گوید: « و خرج الحسین(ع) فی جوف اللیل یرید مکۀ فی جمیع اهل بیته...»(3) .یعنی؛ امام حسین(ع) در تاریکی شب به همراه تمامی اهل بیتش حرکت کرد... .
تاریخ نویسان اسلامی و صاحبان مقاتل، عباراتی روشن تر از آنجه که ذکر شد، ندارند و اکثر با اجمال و ابهام، تعداد یاران و همراهان حضرت را ذکر کرده اند.
علامه سید محسن امین عاملی، همین مضامین را با اندکی اختلاف ذکر کرده است.(4)
به هر حال آنچه که به طور قطع می توان گفت، این است که امام حسین(ع) را برادران، خواهران، و فرزندان برادرش و تعدادی از اصحاب همراهی کردند، ولی نمی توان یک یک آن ها را(غیر از مواردی که اسامی آن ها ذکر شده و یا در روز عاشورا به شهادت رسیدند) دقیقا مشخص کرد.

2 ـ تعداد نامه های نوشته شده توسط کوفیان به امام حسین(ع)
بعد از مرگ معاویه بن ابی سفیان، شیعیان کوفه از بیعت با فرزند او یزید امتناع کردند، و وقتی خبر دار شدند، امام حسین(ع) نیز از مدینه خارج شده اند، شروع به نگاشتن نامه به ایشان کردند و در آن نامه ها، از امام(ع) خواستند تا به کوفه سفر کند و اعلام کردند که حاضرند در رکاب امام حسین(ع) علیه یزید و دستگاه جبّار و ستمگر اموی مبارزه کنند!.
شیخ مفید(ره) می نویسد: «...و انفذوا قیس بن مسهر الصیداوی وعبدالله وعبدالرحمان ابنا شدّاد الارحبی و عمارۀ بن عبداللّه السلونی الی الحسین(ع) و معهم نحو مأۀ وخمسین صحیفۀ من الرجل والاثنین والاربعۀ ثم لبثوا...»(5) .یعنی؛ کوفیان قیس، عبدالله و عبدالرحمان را به سوی امام حسین(ع) روانه ساختند، در حالی که با آن ها، حدود یک صد و پنجاه نامه از طرف یک، دو و چهار نفر بود... .
وی در ادامه می افزاید، در نوبت های بعدی نیز هانی بن عروه و... نامه هایی نوشتند تا اینکه تعداد آن ها خیلی زیاد شد و امام حسین(ع) وقتی انبوه نامه ها را مشاهده کردند، تصمیم به فرستادن نماینده خود مسلم بن عقیل(ع) به سوی کوفه برای به دست آوردن واقعیت نگارش نامه ها و وفاداری کوفیان و اتمام حجّت بر آن ها گرفتند.
سید ابن طاووس(م 664 هـ) می گوید: «فورد  علیه فی یوم واحد ستّ مأۀ کتاب و تواترت الکتب حتی اجتمع عنده فی نوب متفرقۀ اثنا عشر الف کتاب»(6) . یعنی؛ در یک روز، شش صد، نامه به دست حضرت رسید و آن قدر نامه ها زیاد شد تا اینکه در چند نوبت 12 هزار شد.
ابن سعد می گوید: مسلم بن عقیل در نامه ای که به امام حسین(ع) نگاشت، خبر از بیعت دوازده هزار نفر داد و فرستادگان اهل کوفه نزد حضرت رسیدند و دیوانی را آوردند که اسامی صد هزار نفر در آن بود.(7)
به هر حال تعداد نامه ها بسیار زیاد بوده است، اگرچه مقدار دقیق آن ها را نمی توان معین کرد!.

3 ـ تعداد بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل(ع)
مورخان در این مورد، اقوال مختلفی دارند که به نمونه هایی از آنها اشاره می شود:
ابن عساکر(م 571 هـ) می نویسد: «وکان یسیر الحسین[ع] من مکۀ الی العراق بعد ان بایع له من اهل الکوفۀ اثنا عشر الفا علی ید مسلم»(8)   .یعنی؛ حضرت امام حسین(ع) بعد از اینکه خیر بیعت کردن دوازده هزار نفر با نماینده خودشان در کوفه را شنیدند، به سوی عراق حرکت کردند.
شیخ مفید(ره) می گوید: «حتی بایعه(مسلم) ثمانیۀ عشر الفا فکتب الی الحسین(ع) یخبره ببیعۀ ثمانیۀ عشر الفا و یأمره بالقدوم...»(9). یعنی؛ هیجده هزار نفر با مسلم(ع) بیعت کردند و ایشان به امام(ع) خبر داد و خواست که به عراق سفر کند... .
ابن قتیبه دینوری(م 267هـ) می گوید: «و بایع له مسلم به عقیل اکثر من ثلاثین الفا من اهل الکوفۀ»(10) .یعنی؛ بالغ بر سی هزار نفر از اهل کوفه با حضرت مسلم بیعت کردند.
اینها نمونه هایی از اقوال تاریخ نویسان اسلامی بود که به نظر می رسد مردم کوفه و شیعیان به خاطر علاقه ای که به خاندان پیامبر(ص) داشتند با نماینده ایشان بیعت کردند. از طرف دیگر تعدادی از شیعیان، احتمال این را نمی دادند که حضرت امام حسین(ع) در قیام خودشان با شکست(ظاهری) مواجه شوند و به شهادت برسند!.

4 . تعداد یاران حضرت(ع) هنگام خروج از مکه
مورخان اسلامی در باره این موضوع، عبارات کلی و مبهمی دارند که بعضی از آن ها به شرح زیر است:
شیخ مفید(ره) می نویسد: «و کان قد اجتمع الیه(ع) مدّۀ مقامه بمکۀ نفر من اهل الحجاز و نفر من اهل البصرۀ انضافوا الی اهل بیته و موالیه ... فخرج(ع) مبادرا باهله و ولده و من انضّم الیه من شیعته و لم یکن خبر مسلم قد بلغه...»(11) .یعنی؛ امام حسین(ع) در مدت اقامتشان در مکه پذیرای عده ای از اهل حجاز و بصره شدند که آن ها به اهل بیت و دوست داران ایشان اضافه شدند... و حضرت با تمامی آن ها[قبل از اینکه خبر کشته شدن حضرت مسلم(ع) را دریافت کند] به سوی کربلا حرکت کرد.
ابن سعد(کاتب واقدی) می گوید: « و بعث حسین[ع] الی المدینۀ فقدم علیه من خفّ معه من بنی عبدالمطّلب و هم تسعۀ عشر رجلا و نساء او صبیان من اخواته وبناته و نسائهم ، فخرج متوجّها الی العراق فی اهل بیته و ستیّن شیخا من اهل الکوفۀ »(12)  . یعنی؛ حضرت امام حسین(ع) را، جماعتی اندک از فرزندان عبدالمطّلب که نوزده مرد و زن و بچه از خواهران و دختران و زن ها بودند همراهی کردند و امام حسین(ع) با آن ها و شصت تن پیرمرد از کوفیان به طرف عراق(کوفه وکربلا) حرکت نمود.
ابن اعثم کوفی می نویسد: « و خرج الحسین[ع] من مکۀ یوم الثلاثاء یوم الترویۀ لثمان مضین من ذی الحجۀ و معه اثنان و ثمانون رجلا من شیعته و اهل بیته...»(13) .یعنی؛ امام(ع) در روز ترویه(هشتم ذی الحجّه) به همراه هشتاد و دو تن از شیعیان و اهل بیت خودشان به سوی عراق حرکت فرمود.
علامه مجلسی(م1111هـ) در روایتی که از امام صادق(ع) نقل کرده می نویسد: «سئل الصادق(ع) عن مقتل الحسین(ع) قال: حدثنی ابی عن ابیه علیهما السلام قال: فانتبه الحسین(ع) من نومه عند قبر النبیّ(ص) باکیا فاتی اهل بیته فاخبر هم بالرؤیا و ودّعهم و حمل اخواته علی المحامل و بناته و ابن اخیه القاسم بن الحسن بن علیّ(ع) ثم صار فی أحد و عشرین رجلا من اصحابه و اهل بیته منهم ابو بکر بن علیّ و محمّد بن علیّ و عثمان بن علیّ و العباس بن علیّ و عبدالله بن مسلم بن عقیل و علیّ بن الحسین الاکبر وعلیّ بن الحسین الاصغر...»(14) .یعنی؛ امام صادق(ع) [در جواب سؤالی که راجع به امام حسین(ع) از ایشان شد] فرمودند: حضرت سیّد الشهداء[در کنار قبر مطهّر جدّشان پیامبر اسلام"صلّی الله علیه و آله"] از خواب بیدار شدند در حالی که گریه می کردند و آنگاه نزد خانواده و اهل بیتشان آمدند و خوابی را که دیده بودند برای آن ها تعریف کردند . سپس خواهران، دختران و فرزند برادرشان یعنی قاسم را سوار بر مرکب ها کردند و به همراه بیست و یک تن از اصحاب و خویشان خود که از جمله آن ها: ابوبکر، محمد، عثمان و عباس از فرزندان [امام] علیّ(ع) و عبدالله فرزند مسلم(ع) و علیّ بن الحسین[علیّ اکبر](ع) و علیّ بن الحسین[امام سجاد](ع) بودند به طرف عراق حرکت کردند.
از اقوال مختلف مورخان نمی توان نظر قطعی و مشخصی در مورد یاران و همراهان امام(ع) هنگام خارج شدن از مکه به سوی عراق ابراز کرد، ولی به طور قطع می توان گفت: تعدادی از اهل بیت امام(ع)[ مانند افرادی که در روایت نام برده شده اند] و اصحاب نزدیک، ایشان را همراهی می کرده اند.

5 . تعداد اصحاب و یاران سیّد الشهداء(ع) در کربلا
تاریخ نویسان و صاحبان مقاتل در مورد تعداد سپاهیان حضرت در روز عاشوراء و مراحل قبل از شروع نبرد حماسی و تاریخ ساز کربلا، اقوال متفاوتی دارند که به نمونه هایی از آن ها اشاره می شود:
ابو مخنف(از مورخان مشهور حوادث کربلا)، می نویسد: «... حتی انتهوا الی: زبالۀ... فاخرج للناس کتابا: "بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد؛ فقد اتانا خبر فضیع! قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروۀ و عبدالله بن بقطر[یقطر]، و قد خذلتنا شیعتنا فمن احبّ منکم الانصراف فلینصرف، لیس علیه منّا ذمام"، فتفرّق الناس عنه تفرّقا، فاخذوا یمینا و شمالا...»(15) .یعنی، امام حسین(ع) و اصحابش، به زباله(یکی از منازل بین راه)رسیدند... و خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن بقطر[یقطر](برادر شیری خود)... به ایشان رسید. حضرت فرمودند: شیعان ما را خوار کردند!... سپس از مردم و همراهان خواستند که اگر دوست دارند متفرق شوند!، در نتیجه عده ای به طرف راست و چپ روانه شدند... .
ابو حنیفه دینوری(م 327 هـ) می گوید: « و قد کان صحبه[الحسین] قوم من منازل الطریق، فلمّا سمعوا خبر مسلم، وقد کانوا ظنّوا انه یقدم علی انصار و عضد تفرّقوا عنه»(16) .یعنی؛ گروهی که همراهان حضرت را تشکیل می دادند و در مسیر به ایشان پیوستند، گمان می کردند که امام حسین(ع) را یاران و سپاهیان زیادی است، اما پس از اطلاع از شهادت مسلم بن عقیل(ع) متفرق شدند.
نکته:
لازم به توضیح است که تعداد همراهان امام حسین(ع) قبل از شروع جنگ، همواره در نوسان(کم و زیاد شدن) بوده است. گاهی عده زیادی به سپاه حضرت ملحق می شدند و گاهی در بعضی از منازل(توقف گاه ها) و قبل از رسیدن به سرزمین کربلا و یا در شب عاشورا؛ تعدادی از ملحق شدگان به علل گوناگونی از سپاه حضرت جدا می شدند(جداشدن یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام در کتاب ناسخ التواریخ/ مرحوم محمدتقی سپهر آمده که استاد شهید آیت الله مطهری در کتاب حماسه حسینی جلد 2 ص 107 آن را قبول ندارد).  لذا در این مورد عدد ثابت و مشخصی را برای انصار و یاران امام(ع) نمی توان مشخص کرد. لازم به یادآوری است که این رقم ها، بیشتر از روی حدس و تخمین  بیان شده اند و هرگز بر مبنای شمارش دقیق و محسوس استوار نیست!.
اینک به نقل عباراتی از نوشته های مورخانی که در آن ها، اعداد و ارقام معینی ذکر شده است می پردازیم .
مسعودی(م 345 هـ) می نویسد: «... فعدل الی کربلا و هو فی مقدار خمس مئۀ فارس من اهل بیته و اصحابه و نحو مئۀ راجل...»(17) .یعنی؛ امام حسین(ع) در حالی که ایشان را پانصد سواره از اهل بیتش و اصحاب و حدود صد نفرشان پیاده بودند همراهی می شد، روی به سوی کربلا نمودند.
مسعودی با اینکه در ثبت وقایع و نقل اعداد و ارقام معروف به دقّت است، ولی این نقل او قابل قبول نیست!. زیرا اولاّ با اکثر روایات مخالف است و امتیازی هم ندارد و ثانیا احتمال اشتباه در ثبت «خمس مأۀ» هم بعید نیست!.
شیخ مفید(ره) می فرماید: «وکان معه اثنان و ثلاثون فارسا و اربعون راجلا...»(18) .یعنی؛ با حضرت سیّد الشهداء(ع) سی و دو سواره و چهل نفر پیاده همراه بودند.
تعدادی را که شیخ مفید ذکرکرده، مشهور دیگر مورخان نیز هست، گو اینکه بعضی عدد بیشتری را هم گفته اند.(19)  
در روایتی که سید ابن طاووس از امام محمد باقر(ع) نقل می کند، به تعداد بیشتری شده است: «انّهم کانوا خمسۀ و اربعین فارسا و مئۀ راجل...»(20) .یعنی؛ چهل و پنج سواره و صد پیاده همراه امام(ع) بودند.
چنانکه قبلا اشاره شد، در  بین راه تعدادی از همراهان حضرت از ایشان جدا می شدند. باید توجه کرد که تعداد زیادی نیز به سپاه حضرت امام حسین (ع) ملحق می شدند که بعضی از تاریخ نویسان بر این مسئله تاکید کرده اند.
ابن سعد می گوید :  «... وکان مع الحسین[ع] یومئذ خمسون رجلا واتاهم من الجیش عشرون رجلا و کان معه من اهل بیته تسعۀ عشر رجلا»(21) .یعنی؛ با امام حسین علیه السلام در آن  روز(عاشورا) پنجاه مرد بود و بیست نفر نیز از سپاه دشمن به ایشان پیوستند و از اهل بیت امام(ع)  نوزده نفر مرد همراه حضرت بودند.
سید ابن طاووس می نویسد : «فصیر الیهم فی تلک اللیلۀ من عسکر عمر بن سعد اثنان و ثلاثون رجلا...»(22) .یعنی؛ در شب عاشوراء، سی و دو نفر از سپاه دشمن به سپاه امام(ع) پیوستند... .
دیگر مورخان، اسامی بعضی از کسانی را که به نیروهای امام(ع) پیوستند، مانند حرّ بن یزید ریاحی، زهیر بن قین، مصعب بن یزید، جابر بن حجاج تیمی، شبیب کلابی، نعمان بن عمرو ازدی و... را ذکر کرده اند.(23)
مسلّم این است که اضافه و یا کم شدن لشکر امام(ع) بارها تکرار شده است!.
علامه سید محسن امین عاملی(ره) در مورد تعداد یاران حضرت عبارت جامعی دارد که ذکر می شود: «و اصبح الحسین(ع) فهیّأ اصحابه بعد صلاۀ الغداۀ و کان معه اثنان و ثلاثون فارسا و اربعون راجلا وقیل: ثمانیۀ و اربعون راجلا و[فی روایۀ] ثمانون راجلا وعن الباقر(ع): انّهم کانوا خمسۀ و اربعین فارسا ومأۀ راجل وقیل: کانوا سبعین فارسا ومأۀ راجل...»(24) .یعنی؛ امام حسین(ع) بعد از نماز صبح اصحاب خود را که سی و دو نفر سوارکار و چهل پیاده و بنا بر قولی جهل و هشت پیاده و یا قولی دیگر هشتاد پیاده بودند آماده کرد. و در روایتی از امام باقر(ع) آمده است که چهل و پنج تن اسب سوار و صد پیاده، و بنا بر قولی دیگر هفتاد سوارکار و صد پیاده بودند.
در مورد تعداد واقعی لشکریان حضرت امام حسین(ع) در سرزمین کربلا، نظر قاطعی نمی توان ابراز کرد!. ولی به هر حال تعداد آن ها بیش از صد تن از اهل بیت و انصار، بوده است.

6 . آمار سپاهیان دشمن اموی به فرماندهی عمر بن سعد
اگرچه پرداختن به این مسئله اهمیت چندانی ندارد، ولی از جهت اینکه اوج حادثه و عظمت حماسه خونین عاشورا و فداکاری یاران امام حسین(ع) با تعداد اندک، بیشر روشن شود به مواردی در این باره اشاره می شود.
لوط بن یحیی معروف به ابو مخنف می نویسد: «انّ عبید الله بن زیاد بعث عمر بن سعد علی اربعۀ آلاف من الکوفۀ...»(25) .یعنی؛ عبید الله بن زیاد(حاکم کوفه)، چهار هزار نفر را از کوفه، به فرمان دهی عمر بن سعد بن ابی وقاص به کربلا فرستاد... .
سید ابن طاووس در گزارش خود می نویسد: «و خرج(عمر بن سعد) لقتال الحسین(ع) فی اربعۀ آلاف فارس و اتبعه ابن زیاد بالعساکر حتی تکملت عنده الی ستّ لیال خلون من المحرّم عشرون الف فارس»(26) .یعنی؛ عمر بن سعد، با چهار هزار جنگ جو برای جنگ با حسین(ع) خارج شد و به دنبال او ابن زیاد حرکت کرد و تا شب ششم محرّم تعداد یاران او به بیست هزار نفر رسید.
از ائمه معصومین(علیهم السلام)، روایاتی نقل شده است که در آن ها، تعداد لشکریان دشمن را بیش از این ذکر کرده اند .
شیخ صدوق(م 381 هـ) از امام صادق(ع) روایت می کند که فرمود:«...انّهم کانوا ثلاثون الفا »(27) .یعنی؛ سپاهیان دشمن سی هزار نفر بودند. همین مقدار را سید ابن طاووس و دیگران نیز ذکر کرده اند.(28)  
محدثان و مورخانی مانند ابن شهر آشوب تعداد را 35 هزار نفر نوشته اند.(29)
علامه مجلسی(ره) عدد پنجاه هزار نیرو را هم روایت کرده است.(30)  
اگر این رقم های زیاد را برای سپاه دشمن نپذیریم و آن ها را مبالغه آمیز بدانیم، ولی باید بدانیم که تعداد لشکریان دشمن بسیار زیاد بوده است!، زیرا سعی و تلاش دشمنان به فرمان دهی، ابن زیاد و عمر بن سعد بر این بوده که با جمع آوری نیروهای فراوان، خوف و وحشت در بین سپاهیان امام حسین(ع) به وجود آورند و تصور می کردند اصحاب و یاران حضرت با دیدن تعداد لشکر، قدرت مقابله را از دست خواهند داد!. از سوی دیگر با توجه به آنچه رخ داد[شهادت قریب به یک صد تن از اصحاب شجاع و دلاور امام حسین(ع) در کمتر از ده ساعت] پذیرش آمار و ارقام در حد آنچه که ذکر شده معقول و منطقی به نظر می رسد.(31)

7 ـ آمار شهداء(رض)
اینک به بررسی تعداد شهداء از اهل بیت و انصار امام(ع) در روز عاشورا می پردازیم:
الف ـ آمار تمامی شهداء از سپاه امام(ع)
در این مورد چند قول بین مورخان و صاحبان مقاتل دیده می شود که به ذکر آنها می پردازیم.
1 ـ قول مشهور که تعداد شهداء را 72 تن می داند(غیر از وجود مقدّس حضرت امام حسین بن علیّ؛ سیّد الشهداء سلام الله علیه).
ابن سعد می نویسد: « قُتل الحسین[ع] و قتل معه اثنان و سبعون رجلا»(32) .یعنی؛ امام حسین علیه السلام به همراه هفتاد و دو تن از یارانش به شهادت رسیدند.
2 ـ قول غیر مشهورکه تعداد تمامی کشته ها را یک صد و هفت تن می داند.
فضیل بن زبیر بن درهم الکوفی(م 148 هـ) از اصحاب صادقین(علیهما السلام) در کتاب خودش نام یک صد و هفت تن از شهداء را ذکر می کند.(33)
3 ـ علامه سید محسن امین عاملی از متأخرین معتقد است در کربلا یک صد و سی و نه تن از اهل بیت و اصحاب و لشکریان امام حسین(ع) به فیض عظیم شهادت رسیدند.(34)
ب ـ آمار شهدای اهل بیت(رضوان الله علیهم)
در این مورد نیز اختلاف زیادی در روایات تاریخی صاحبان مقاتل دیده می شود:
ابو مخنف اسامی شانزده تن و ابن اعثم کوفی نام چهارده تن را ذکر کرده اند.(35)   
خوارزمی از حسن بصری نقل می کند که، هفده تن از اهل بیت امام حسین(ع) در روز عاشورا به شهادت رسیدند و این قول با روایتی که از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است مطابقت دارد.(36)  
ابو الفرج اصفهانی می نویسد: «فجمیع من قتل یوم الطّف من ولد ابی طالب سوی من یختلف فی امره اثنان و عشرون رجلا»(37) .یعنی؛ تمامی کسانی که از اهل بیت امام(ع) به شهادت رسیدند( غیر از افرادی که در مورد آن ها اختلاف است) بیست و دو تن بوده اند.
سید محسن امین عاملی می گوید: «... وقتل معه من اهل بیته ثمانیۀ عشر رجلا فیمکن ان یکون عدّ معهم مسلم بن عقیل فی الکوفۀ و اذا عددنا جمیع ما ذکره المورّخین و منهم مسلم کانوا ثلاثین او اکثر...»(38) .یعنی؛ هیجده مرد با امام(ع) به شهادت رسیدند و اگر حضرت مسلم بن عقیل و کسانی را که مورخان نام برده اند به آن ها بیفزاییم تعداد شهداء به سی نفر و کمی بیشتر می رسد.(39)  

در اینجا، جهت تیمّن و تبرّّک اسامی مقدس آن بزرگواران(شهدای اهل بیت و انصار رضوان الله علیهم) را طبق آنچه که مرحوم علامه سید محسن امین عاملی(ره) ذکر کرده است می آوریم:
1. علیّ بن الحسین الاکبر(ع)، 2 ـ عبدالله الرضیع[علیّ اصغر]، 3 ـ ابراهیم بن الحین، 4 ـ ابوبکر بن علیّ بن ابی طالب(ع)، 5 ـ عمر بن علیّ بن ابی طالب(ع)، 6 ـ محمّد بن علیّ بن ابی طالب(ع)الاصغر، 7 ـ عبدالله بن علیّ بن ابی طالب(ع)، 8 ـ عبّاس بن علیّ بن ابی طالب(ع)، 9 ـ محمّد بن العبّاس بن علیّ، 1 ـ عبدالله بن العبّاس بن علیّ، 11 ـ عبدالله الاصغر، 12 ـ جعفر بن علیّ، 13 ـ عثمان بن علیّ، 14 ـ قاسم بن الحسن بن علیّ، 15 ـ ابوبکر بن الحسین، 16 ـ عبدالله بن الحسن، 17 ـ بشر بن الحسن، 18 ـ محمد بن عبدالله بن جعفر، 19 ـ عون بن عبدالله بن جعفر، 20 ـ عبیدالله بن عبدالله بن جعفر، 21 ـ مسلم بن عقیل، 22 ـ جعفر بن عقیل، 23 ـ جعفر بن محمد بن عقیل، 24 ـ عبدالرحمان بن عقیل، 25 ـ عبدالله بن عقیل الاکبر، 26 ـ عبدالله بن مسلم، 27 ـ عون بن مسلم، 28 ـ محمد بن مسلم، 29 ـ محمد بن ابی سعید بن مسلم، 30 ـ احمد بن محمد الهاشمی.
ج ـ آمار شهدای اصحاب و انصار(رضوان الله علیهم)
علامه سید محسن امین(ره) اسامی یک صد و شش تن را به این صورت ذکر کرده است:
1 ـ ابراهیم بن الحصین الاسدی، 2 ـ ابو الحتوف بن الحارث الانصاری[؟]، 3 ـ ابو عامر النهشلی، 4 ـ الادهم بن امیۀ العبدی، 5 ـ اسلم الترکی مولی الحسین(ع)، 6 ـ امیۀ بن سعد الطائی، 7 ـ انس بن الحارث الکاهلی(صحابی)، 8 ـ انیس بن معقل الاصبحی، 9 ـ بریر بن خضیر الهمدانی، 10 ـ بشر بن عبدالله الحضرمی، 11 ـ بکربن حیّ التیمی[؟]، 12 ـ جابر بن الحجاج التیمی، 13 ـ جبلۀ بن علی الشیبانی، 14 ـ جنادۀ بن کعب الانصاری، 15 ـ جنادۀ بن الحارث السلمانی، 16 ـ جندب بن حجیر الخولانی، 17 ـ جون مولی ابی ذر، 18 ـ جوین بن مالک التمیمی، 19 ـ الحارث بن امرئ القیس الکندی، 20 ـ الحارث بن بنهان مولی حمزۀ، 21 ـ الحباب بن الحارث، 22 ـ الحباب بن عامر الشعبی، 23 ـ حبشی بن قاسم النهمی، 24 ـ حبیب بن مظاهر الاسدی، 25 ـ الحجاج بن بدر السعدی، 26 ـ الحجاج بن مسروق الجعفی، 27 ـ الحرّ بن یزید الریاحی، 28 ـ الحلاس بن عمرو الراسبی، 29 ـ حنظلۀ بن اسعد الشبامی، 30 ـ حنظلۀ بن عمرو الشیبانی 31 ـ رافع مولی مسلم الازدی، 32 ـ زاهر بن عمرو الکندی، 33 ـ زهیر بن بشر الخثعمی، 34 ـ زهیر بن سلیم الازدی، 35 ـ زهیر بن القین الجبلیّ، 36 ـ زیاد بن عریب الصائدی، 37 ـ سالم مولی بن المدینۀ الکلبی، 38 ـ سالم مولی عامر العبدی، 39 ـ سعد بن الحارث الانصاری، 40 ـ سعد مولی علیّ بن ابی طالب(ع)، 41 ـ سعد مولی عمرو بن خالد الصیداوی، 42 ـ سعید بن عبدالله الحنفی، 43 ـ سلیمان بن مضارب البجلی، 44 ـ سلیمان مولی الحسین(ع)، 45 ـ سوار بن منعم النهمی، 46 ـ سوید بن عمرو، 47 ـ سیف بن الحارث، 48 ـ سیف بن مالک العبدی، 49 ـ شیب مولی الحارث، 50 ـ شوذب مولی بنی شاکر، 51 ـ الضرغامۀ بن مالک، 52 ـ عائذ بن مجمع العائذی، 53 ـ عابس بن ابی شیب الشاکری، 54 ـ عامر بن حسان بن شریح، 55 ـ عامر بن مسلم العبدی، 56 ـ عباد بن المهاجر الجهنی، 57 ـ عبدالاعلی بن یزید الکلبی، 58 ـ عبدالرحمن الارحبی، 59 ـ عبدالرحمن بن عبد ربه الانصاری، 60 ـ عبدالرحمن بن عروۀ الغفاری، 61 ـ عبدالرحمن بن مسعود، 62 ـ عبدالرحمن بن ابی بکر، 63 ـ عبدالله بن بشر الخثعمی، 64 ـ عبدالله بن عروۀ الغفاری، 65 ـ عبدالله بن عمیر بن جناب الکلبی، 66 ـ عبدالله بن یزید العبدی، 67 ـ عبیدالله بن یزید العبدی، 68 ـ عقبۀ بن سمعان[؟]، 69 ـ عقبه بن الصلت، 70 ـ عمارۀ بن صلخب الازدی، 71 ـ عمران بن کعب، 72 ـ عمّار بن حسان الطائی، 73 ـ عمّار بن سلامه، 74 ـ عمرو بن عبدالله، 75 ـ عمرو بن خالد الازدی، 76 ـ عمرو بن خالد الصیداوی 77 ـ عمرو بن قرطه الانصاری، 78 ـ عمرو بن مطاع الجعفی، 79 ـ عمرو بن جنادۀ، 80 ـ عمرو بن ضبیعه، 81 ـ عمرو بن کعب، 82 ـ قارب مولی الحسین(ع)، 83 ـ قاسط بن زهیر، 84 ـ القاسم بن حبیب، 85 ـ کردوس التغلبی، 86 ـ کتانه بن عتیق، 87 ـ مالک بن ذودان، 88 ـ مالک بن عبدالله بن سریع، 89 ـ مجمع الجهنی، 90 ـ مجمع بن عبیدالله العائذی، 91 ـ محمد بن بشیر الحضرمی، 92 ـ مسعود بن الحجّاج، 93 ـ مسلم بن عوسجه الاسدی(صحابی)، 94 ـ مسلم بن کثیر، 95 ـ مقسط بن زهیر، 96 ـ منجح مولی الحسن(ع)، 97 ـ الموقّع بن ثمامه الاسدی، 98 ـ نافع بن هلال، 99 ـ نصر مولی علیّ بن ابی طالب(ع)، 100 ـ النعمان بن عمرو الراسی، 101 ـ نعیم بن عجلان، 102 ـ واضح الرومی مولی الحارث السلمانی، 103 ـ وهب بن جناب الکلبی، 104 ـ یزید بن ثبیط، 105 ـ یزید بن زیاد بن مهاصر الکندی، و 106 ـ یزید بن مغفّل الجعفی.
علامه سید محسن امین عاملی(ره) بعد از ذکر اسامی یاران امام حسین علیه السلام که در کربلا شهید شده اند می گوید: اگر اسامی 30 تن از شهدای اهل بیت(رضوان الله علیهم) را با این تعداد نام برده شده از اصحاب جمع کنیم، تعداد شهدای حادثه خونین عاشورای حسینی به  136 تن می رسد و با اضافه کردن 3 تن دیگر از شهداء یعنی، قیس بن مسهر الصیداوی، عبدالله بن بقطر(یقطر) و هانی بن عروۀ، جمعا تعداد آن ها، 139 نفر می شوند(رضوان الله تعالی علیهم).(40)

8- تعداد کشته های سپاه دشمن
پیرامون کشته های لشکر عمر بن سعد(لعنت خدا بر او) در جریان نبرد تاریخی و حماسه ساز کربلا که توسط امام حسین(ع) و یاران فداکارش به هلاکت رسیدند، دو نوع روایت به چشم می خورد: در یکی آمار مشخصی از کشته ها دیده می شود و در نوع دیگر، بعضی مورّخان هنگام تشریح جنگ، تعدادی را که توسط جنگ جویان شجاع و سلحشور سپاه امام(ع) به جهنّم فرستاده شدند نام می برند.
ابن سعد می نویسد: « و کان جعفر بن محمّد[ع] یقول: قتل من اصحاب عمر بن سعد ثمانیۀ وثمانون رجلا»(41) .یعنی؛ جعفر بن محمد(ع) می فرمود: از یاران عمر بن سعد 88 نفر کشته شدند.
خوارزمی می گوید: حرّ بن یزید ریاحی در نبرد خود با دشمن 40 جنگ جوی سواره و پیاده را کشت و وهب بن عبدالله نیز طبق روایتی 24 سواره و 12 پیاده را کشت، نافع بن هلال 13 نفر را و... .(42)
مسئله ای که می بایست توضیح داده شود این است که به نظر می رسد، بنا نبوده در جریان حادثه کربلا خون زیادی از دشمنان فریب خورده و جاهل سپاه عمر بن سعد(یزیدیان) ریخته شود، بلکه تمام سعی و تلاش حضرت امام حسین(ع) و یاران شجاع و وفادارش بر هدایت و آگاه نمودن آنان استوار بوده است. چنانکه در صحنه های زیادی از رخ داد کربلا این مسئله به چشم می خورد و در غیر این صورت روشن است که امام حسین(ع) که حجت خداست و از قدرت معنوی و جسمانی بی نظیر برخوردار بود در لحظات های کوتاه جنگ، می توانست سپاهیان بزدل و ضعیف اموی را به جهنّم واصل کند!، ولی حکمت و مصلحت الهی بر این نبوده است. لذا به طور قطع می توان اذعان کرد که در تعداد کشته های دشمن، نه آمار مبالغه آمیز قابل قبول است و نه تعداد کم! . به هرحال سنّت الهی و روش و سیره امام حسین(ع) بر اتمام حجت و بیدار نمودن وجدان های بیمار و خفته مردم نادان قرار گرفته بوده است و از طرف دیگر امام حسین(ع)و یارانش با نهضت تاریخی و جاویدان خود، درس های رحم و مروّت، شجاعت و مردانگی، عزّت نفس و آزادگی و ایثار و فداکاری را تا قیامت به جهانیان ارائه دادند. چنان که آن حضرت فرمود: "و لکم فیّ اسوۀ".[ وقعۀ الطف ص 200] یعنیّ؛ در قیام و نهضت من برای شما مردم جهان(مسلمان و غیر مسلمان) الگو و سرمشق است.

9 ـ تعداد سرهای مقدّس و مطهّر شهداء(رض)
مورّخان و صاحبان مقاتل در این موضوع متّفق القول نیستند.
گروهی می گویند: تعداد سرهای مطهّر شهداء در روز عاشوراء 72 عدد بوده است،
شیخ مفید (ره) می نویسد: « و سرّح عمر بن سعید برأس الحسین علیه السلام و رؤس الباقین من اصحابه و اهل بیته(رض) فقطّعت و کانوا اثنین وسبعین راسا»(43) .یعنی؛ عمر بن سعد سر مطهّر امام حسین(ع) و بقیه شهداء را از بدن جدا کرد و جمعا 72 تن می شدند.
ابن شهر آشوب و ابو مخنف می گویند: تعداد سرهای مطهر، 70 عدد بوده است.(44)  و بالاخره گروه سومی از صاحبان مقاتل مانند سید ابن طاووس و سبط ابن الجوزی تعداد آن ها را 78 و92 عدد دانسته اند.(45)   
آنچه که به طور یقین، می توان اظهار داشت این است که؛ عمر بن سعد بعد از کشتن امام حسین(ع) دستور داد، سپاه ستم کار او، سرهای مقدس تمامی شهدای اهل بیت و انصار(رضوان الله علیهم)[سر مطهّر حبیب بن مظاهر اسدی هنگام شهادتش، بریده شد] را از بدن های مطهّرشان جدا سازند و به سوی کوفه حمل کنند. به طور قطع می توان گفت که سرهای مطهّر شهداء به همراه سر مقدّس و مطهّر سیّد الشهداء(سلام الله علیه) 73 عدد بوده است.[طبق نقل مورخین گفته می شود، سر مقدّس علیّ اصغر(عبد الله الرضیع) و حرّ بن یزید ریاحی از بدن جدا نشد].

10 ـ آمار اُسرا و کسانی که از اهل بیت پیامبر(ص) و انصار زنده ماندند
ابو مخنف می نویسد:
« ...فلمّا ادخل اخواته ونسائه وصبیانه علی عبیدالله بن زیاد، لبست زینب(س) ابنۀ فاطمۀ ارذل ثیابها... ثم نظر عبیدالله بن زیاد الی علیّ بن الحسین(ع) فقال له: ما اسمک...»(46) .یعنی، هنگامی که خواهران، همسران و فرزندان امام حسین(ع) را نزد ابن زیاد بردند، حضرت زینب(س) با لباس های بسیار کهنه و خانگی خود را پوشید و به صورت ناشناس در میان حلقه کنیزان خود نشست... . ابن زیاد از امام سجّاد(ع) سوال کرد... .
اینک نام تعدادی از اسراء، که طبق گزارش مورخان، از کربلا به کوفه و شام برده شده و از شام به مدینه برگردانده شدند را ذکر می کنیم:
1ـ امام علیّ بن الحسین؛ زین العابدین(ع)، 2ـ فاطمه بنت الحسین(ع)، 3ـ سکینۀ بنت الحسین(ع)،
4ـ زینب بنت الامام علیّ(ع)، 5ـ رباب(همسر امام حسین علیه السلام)، 6ـ حسن بن الحسن(معروف بن حسن مثنّی)، 7ـ عمرو بن حسن بن علی(ع)، 8ـ قاسم بن عبد الله بن جعفر، 9ـ محمد بن عقیل الاصغر، 10ـ امام محمّد بن علیّ الباقر(ع)، 11ـ امّ محمد، بنت الحسن(ع)، 12ـ امّ کلثوم، 13ـ عقبۀ بن سمعان، 14ـ مرقّع بن ثمامه.(47)
لازم به ذکر است که غیر از افراد نام برده شده، طبق نوشته مورّخان و صاحبان مقاتل، تعدادی موالی(غلامان و کنیزان) نیز زنده ماندند که به همراه اسراء به کوفه برده شدند.
 


آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد
بلکه چیزیست که خودمیسازد
پس اندیشه رابه جست وجو ویافتن راه حل چگونه ساختن به کارگیریم...


خدااایا دلم گرفته.......ازخیلی ها.......!!!!؟؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe
#2
کسی چ میداند...
شاید "یاسین" همان "یاحسین" باشد...
ک سر ندارد...
این نیز میگذرد...
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان