امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در صنعتی در اصفهان
#1
جانا بیا بشنو فغان، در صنعتی در اصفهان
[align=right]بشنو ز درد بیدلان، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از درس و از استادها، هر سو بود فریادها
[align=right]ویران شده بنیادها، در صنعتی در اصفهان
[align=right]رو امتحانها را ببین، پرواز جانها را ببین
[align=right]بی خانمانها را ببین، در صنعتی در اصفهان
[align=right]مشروطها آواره ها، بدبختها بی چاره ها
[align=right]اخراجی ها بیکاره ها، در صنعتی در اصفهان
[align=right]مشروطم و بس مبتلا، گویم ترا شرح بلا
[align=right]بنگر به دشت کربلا، در صنعتی در اصفهان
[align=right]سر حال و شادان آمدم، از شهر تهران آمدم
[align=right]خوشحال و خندان آمدم ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]مشروط و گریان گشته ام، بدبخت و نالان گشته ام
[align=right]بی حال و بی جان گشته ام، در صنعتی در اصفهان
[align=right]آن پهلوانیها چه شد، آن قهرمانیها چه شد
[align=right]آه آن جوانیها چه شد ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]کو آن جوانی آن جهش؟ ، کو آن نود سانت پرش؟
[align=right]بنگر که گشتم دودکش ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]بنگر به چه زاری شدم ، انبار بیماری شدم
[align=right]از غصه سیگاری شدم ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]اسپک کجا پاسور کو؟ ، تا سینه روی تور کو؟
[align=right]آن قدرت و آن زور کو؟ ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]اینک بجز ضلع وتر ، اصلاً نمی دانم دگر
[align=right]دانم شوم زین هم بتر ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]ورزش فراموشم شده ، این قصه در گوشم شده
[align=right]کز سر بدر هوشم شده ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]آموزش دانشکده ، بر جان ما آتش زده
[align=right]برپا شده آتشکده ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از دست آموزشچیان ، هر دم مثال عاشقان
[align=right]آهت رود تا آسمان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]آموزشی خوارت کند ، از غصه بیمارت کند
[align=right]صد عشوه در کارت کند ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از موشک صدامیان ، اصلاً نباشد باکمان
[align=right]وحشت بود از امتحان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از نقلیه صدها فغان ، دارد دل پیر و جوان
[align=right]راننده ها شیر ژیان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]راننده دشنامت کند ، در جمع بدنامت کند
[align=right]صد زهر در کامت کند ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]چشمان خود را کج کند ، ابروی خود معوج کند
[align=right]پیوسته با تو لج کند ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]وقتی سوارت می کند ، صد طعنه بارت می کند
[align=right]با طعنه خوارت می کند ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]گوید ترا ای بی پدر ! ، باشد مگر گوش تو کر
[align=right]در را ببند آهسته تر ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]سرویس اگر پیدا شود ، بر گرد آن غوغا شود
[align=right]هنگامه ای برپا شود ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]این می پرد از پنجره ، آن در میان گردد یله
[align=right]حقا که گردد ولوله ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]این می پرد بر روی آن ، آن یک کند داد و فغان
[align=right]گویی شده آخر زمان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]بیچاره خیل خواهران ، از ترس این غوغاگران
[align=right]لرزند چون برگ خزان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]چون پر شود سرویس شب ، از صد نفر در هر وجب
[align=right]جان از فشار آید به لب ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]چون ساندویچ پیچی به هم ، اما ندارد درد و غم
[align=right]زیرا بود سرویس کم ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از وضع این تالارها ، دارم بسی گفتارها
[align=right]بشنو تو از بیمارها ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]هر کس که در تالار شد ، از سردیش بیمار شد
[align=right]مفلوک و ناهنجار شد ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]تالار از سرما دگر ، قطب شمال است ای پسر
[align=right]شاید از آن هم سردتر ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از درد اگر گشتی ولو ، قرصی به میل خود بجو
[align=right]اما به بهداری مرو ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]گشتی بدانجا گر روان ، این نکته را قبلاً بدان
[align=right]دکتر نمی بینی در آن ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]هر چند بهداری ما ، پر باشد از قرص و دوا
[align=right]دکتر بود چون کیمیا ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]این را بدان کاین دکتران ، باشد سه ساعت کارشان
[align=right]بیمار شو در آن زمان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]استاد بلوا می کند ، مشت تو را وا می کند
[align=right]بر تو جفاها می کند ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]تا بوق سگ بیدار بمان ، هی درس را از بر بخوان
[align=right]اما بمان در امتحان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]در کپ زدن استاد شو ، با ده گرفتن شاد شو
[align=right]از ترس درس آزاد شو ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]با جزوه هایت جنگ کن ، هی موی خود را چنگ کن
[align=right]چشمان خود را تنگ کن ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از کله ریزد موی تو ، آشفته گردد خوی تو
[align=right]کم گردد آبروی تو ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]کم گر معدل گرددت ، اوضاع مشکل گرددت
[align=right]مدرک معادل گرددت ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]گر خسته گشتی از جهان ، وز گردش هفت آسمان
[align=right]حتماً تو داری امتحان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]هضم غذا مشکل بود ، چون پر ز سنگ و گل بود
[align=right]وز فضله ها فاضل بود ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]گر فضله بینی در غذا ، دانی که باشد از کجا؟
[align=right]پر موش باشد سلفها ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]انگشتری از مرد و زن ، گر گم شود اندر چمن
[align=right]پیدا کنی در آش من ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]یکدم بیا در سلفها ، در قرمه سبزی های ما
[align=right]بنگر فضای سبز را ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]بی آنکه دستی رو شود ، هر شب چمن کوکو شود
[align=right]زاغ و زغن تیهو شود ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از گوشتها دل آب شد ، سر آشپز ارباب شد
[align=right]سگ هم دگر کمیاب شد ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از پوست تخم ماکیان ، تا فضله افلاکیان
[align=right]در ” بیدگی ” گردد عیان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]کن سینی ات را زیر و رو ، صد راز پنهانی بجو
[align=right]از سنگ و سوسک و میخ و مو ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]در سینی ات گر شد عیان ، یک تکه ران ماکیان
[align=right]حتماً ژتون گردد گران ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]گر قند خواهی یا شکر ، یا شام قدری بیشتر
[align=right]گردد برایت دردسر ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]گر چه غذا خیلی بده ، این آشپز اهل سده
[align=right]گوید به تو ” جیتون ” بده ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]تا در غذا کافور شد ، اوضاع ما ناجور شد
[align=right]تن ها همه رنجور شد ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]گر موش دیدی در غذا ، هیچت نباشد ادعا
[align=right]کم کاری است از گربه ها ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]دیشب به صید موشها ، یک گربه ظالم بلا
[align=right]افتاده در دیگ غذا ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]مرحوم گربه بیگمان ، امشب ز لطف سلفیان
[align=right]باشد میان شاممان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]هر چند بس آشفته ام ، شنها به دندان سفته ام
[align=right]از سلفها کم گفته ام ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از وام تحصیلی مگو ، آشوب و خونریزی مجو
[align=right]کم کن تو از این گفتگو ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]هر ترم کمتر می شود ، جیبت تهی تر می شود
[align=right]چشمت ز غم تر می شود ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]بی پول و رسوا می شوی ، همچون گداها می شوی
[align=right]رسوا به هر جا می شوی ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]مسئول اگر جوید ترا ، در استکان شوید ترا
[align=right]اینگونه می گوید ترا ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]هان پیکر رنجور کو؟ ، جان و تن ناجور کو؟
[align=right]یک عینکی یا کور کو؟ ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]داریم ما در این مکان ، کادری ز استاد جوان
[align=right]زینرو بود سخت امتحان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]هضم غذا آسان بود ، بهتر ز رستوران بود
[align=right]هی جوجه بریان بود ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]سنگ و شن و زنبور کو؟ ، موی سیاه و بور کو؟
[align=right]تهمت مزن کافور کو؟ ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]انگشتری پیدا کنی ، آنوقت این بلوا کنی ؟
[align=right]با ما چرا دعوا کنی؟ ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]کو پوست تخم ماکیان؟ ، کو فضله افلاکیان ؟
[align=right]چشمت خطا دارد جوان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]با هشت تومان شما ، بهتر از این خواهی غذا ؟
[align=right]کم کن تو روی خویش را ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]راننده باشد یار تو ، هم صحبت و غمخوار تو
[align=right]کی می دهد آزار تو ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]کارش زیاد است این بشر ، باشد تو را جای پدر
[align=right]گر گویدت ای کره خر ! ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]از شه فنر یا واسکازین ، باشد چنین زار و حزین
[align=right]پرکاریش را هم ببین ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]بس نظم دارد کار او ، شیرین بود گفتار او
[align=right]باشد متین کردار او ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]بس خوشدل است و مهربان ، باشد منظم هر زمان
[align=right]هان قدر اینها را بدان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]ناز از همه آنان بخر ، این ناز را با جان بخر
[align=right]ناراحتی ؟ پیکان بخر ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]باور کنید ای دوستان ، طولانی است این داستان
[align=right]باید ولی از ترس جان ، در صنعتی در اصفهان
[align=right]کم گویم و دم در کشم ، جام خموشی سر کشم
[align=right]تا دردسر کمتر کشم ، در صنعتی در اصفهان


 

 
پاسخ
 سپاس شده توسط yaran
#2
عالی بود واقعا.مخصوصا اون تیکش که مربوط به سیگار بود.دقیقا منطبق بر دانشکدمونن بود.
حالا کی گفته اینا؟؟؟

پاسخ
 سپاس شده توسط motahare
#3
نمیدونم. تو ی انجمن دیدمش . 
پاسخ
 سپاس شده توسط yaran


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان