امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دوستی
#1
بهر هر یاری که جان دادم
به پاس دوستی
دشمنیها کرد با من در لباس دوستی 
کوه پا بر جا گمان می‌کردمش دردا
که بوداز حبابی سست بنیان‌تر اساس دوستی 
بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را
جای بیم دشمنی , دارد هراس دوستی 
جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند
کور بادا دیدهَ حق ناشناس دوستی 
دشمن خویشی رهی کز دوستداران
دو رویدشمنی بینی و خاموشی به پاس دوستی 
 رهی‌ معیری
 

 

 

 

 
سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود
من اگرراضی باشم ..میخندم
پاسخ
 سپاس شده توسط motahare ، افسانه پناهی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان