امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
من نمیدونم چی بگم خودتون بخونید....
#1
[تصویر:  10308181_872658909417690_7413180461786387053_n.jpg]طی عملیات تفحص در منطقه چیلات پیکر دو شهید پیدا شد.

یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود. لباس زمستانی هم تنش بود. شهید دیگر لای پتو پیچیده شده بود. معلوم بود که این دراز کش مجروح شده است. اما سر شهید دوم بر روی دامن این شهید بود، یعنی شهید نشسته سر آن شهید دوم را به دامن گرفته بود.
خوب، پلاک داشتند، پلاک ها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. 555 و 556 . فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند. معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم می رفتند پلاک می گرفتند.
اسامی را مراجعه کردیم در کامپیوتر. دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است. پدری سر پسر را به دامن گرفته است.
شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر و سید حسین اسماعیل زاده پسر است اهل روستای باقر تنگه بابلسر.

 
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط سولماز ، Hamid Jafary Pooya ، مهسا.م ، افسانه پناهی
#2
از محشر هم محشرتر بود.....[img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img][img]images/smilies/heart.gif[/img]
این نیز میگذرد...
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان