امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگی لعنتی....
#1
 از کوچه غم که گذشتم دری به روی من باز شد. بهم گفت برای عبور باید از داخل من رد بشی . روی در نوشته بود عذاب بعدی . با ترس و تردید رفتم داخل و از در رد شدم . به سیاهی رسیدم گفت باید درونت مثل من بشه گفتم چرا گفت سوال نپرس گفتم باشه . به تنهایی رسیدم گفت باید همدم من بشی گفتم نه من از تنهایی متنفرم بهم گفت اگر همدم من نشی زندگی کسی دیگر رو خراب میکنم گفتم باشه همدم تو میشم . از همه و همه که گذشتم به تو رسیدم و تو بهم گفتی سلام بنده من خوش امدی اینا همه ازمونی بود که تو امتحان بشی گفتم خدایا چرا ؟ گفتی چی چرا ؟ گفتم چرا من ؟ چرا سیاهی ؟ چرا تنهایی ؟ چرا عذاب ؟ چرا غم ؟ چرا چرا چرا چرا ................. در جواب بهم گفتی : خودت انتخاب کردی
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط سولماز
#2
IF YOU CAN NOT TAKE PLEASURE OF SPRING YOU WILL SUCCUMB TO AUTUMN OF LIFE
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
پاسخ
 سپاس شده توسط WiSe
#3
(09-05-2014، 11:23 PM)'soshyant' نوشته است:  IF YOU CAN NOT TAKE PLEASURE OF SPRING YOU WILL SUCCUMB TO AUTUMN OF LIFE

 
      میخوان عرض کنن که انگلیسی هم بلدن..........
       باشه بابا فهمیدیم!!!!!!!!!!


 
« الهی و ربی من لی غیرک »
پاسخ
 سپاس شده توسط soshyant
#4
(10-05-2014، 06:48 AM)'ستاره.ح' نوشته است:  
(09-05-2014، 11:23 PM)'soshyant' نوشته است:  IF YOU CAN NOT TAKE PLEASURE OF SPRING YOU WILL SUCCUMB TO AUTUMN OF LIFE


 
      میخوان عرض کنن که انگلیسی هم بلدن..........
       باشه بابا فهمیدیم!!!!!!!!!!


 

 
امان از فکر مردم!!!!


 
دوتــــــــــــا دَستـــــــــامــ پــــوچن
گل تــــــویــ مــغـــزمــــهـــ
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان