امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بزرگ شدیم وفهمیدیم............
#1
مادرم Heart مادرم Heart مادرم Heart مادرم

بزرگ شديم ‏ ... و فهميديم كه دارو آبميوه نبود ..

بزرگ شديم ... و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت همانطور كه مادر گفته بود ..

بزرگ شديم ... و فهميديم چيزهايي ترسناك تر از تاريكي هم هست ...

بزرگ شديم ... به اندازه اي كه فهميديم پشت هرخنده مادرم هزار گريه بود .. و پشت هر قدرت پدرم يك بيماري نهفته بود ...

بزرگ شديم ... ويافتيم كه مشكلاتمان ديگر با يك شكلات،يك لباس يا كيف حل نمي شود ...
و اينكه والديمان ديگر دستهايمان را براي عبور از جاده نخواهند گرفت ، ويا حتي براي عبور از پيج و خم هاي زندگي ...

بزرگ شديم ... و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم،بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند ، و چيزي نمانده كه بروند
ويا هم اكنون رفته اند ...

خيلي بزرگ شديم ...
وفهميديم سخت گيري مادرم عشقش بودHeart
وغضبش عشق بود Heart وتنبيه اش عشق بود Heart

عجب دنيايي است ، و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه است عمرمان

معذرت ميخواهم - فيثاغورس
مادر من سخت ترين معادلات است!

معذرت ميخواهم - نيوتن
راز جاذبه مادر من است!

معذرت ميخواهم - أديسون
چراكه مادر من اولين چراغ زندگي من است!

معذرت ميخواهم- أفلاطون
چراكه اين مادر من است كه شهر فاضله قلب من است

معذرت ميخواهم - روميو
چرا كه همه راه ها به عشق مادر من ختم مي شود!

معذرت ميخواهم - ژولييت
چرا كه مادرم عشق من است!

از همه معذرت ميخواهم ؛
چرا كه هر چقدر دوستتان داشته باشم،هرگز و هيچگاه آن گونه كه مادرم را دوست داشتم دوستتان نخواهم داشت ، زيرا او زني است كه وجودش ديگر هيچ گاه تكرار نخواهد شد ...
ممنونم مادرم از اينكه مادر مني.....
امضاء :

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد....!
پاسخ
 سپاس شده توسط سولماز ، yaran ، soshyant


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان